تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
هرچه اموال حاجى مسيح خان را چاپيده‌اند گرفته مسترد بنمايند . ديگر آنكه اطراف همه جاى شهر مغشوش است و دزدى خيلى مىشود . ديگر آنكه يكنفر توپچى تبريزى در قلات رفته بود در باغى انگور بدزدد ، باغبان او را با تفنگ خواسته بود بترساند ، توپچى سر تفنگ را ميگيرد كه از خود رد كند ، يك مرتبه تفنگ خالى مىشود به شكم توپچى مىخورد فورا ميميرد . توپچيها خبردار ميشوند آن شخص باغبان را گرفته به شهر مىآورند و به حكومت عارض ميشوند . چون قلات تيول حاجى عز الملك كارگزار شيراز است حكومت خواستند كه چون عمدى توپچى كشته نشده است خونبست كنند ، توپچيان به حاجى عبد الحسين خان ميرپنجه كه رئيس آنهاست و به بيگلربيگى خيلى فحش ميدهند و بىاحترامى ميكنند ، حضرات هم به حكومت عارض ميشوند . اول ميفرستند مقتول را دفن ميكنند بعد آن اشخاصى را كه بىاحترامى كرده بودند تازيانهء زيادى زده حبس ميكنند ، دويست تومان هم قيمت خونبهاى مقتول را از حاجى عز الملك گرفته به وراث توپچى مقتول ميدهند . ديگر آنكه نواب مستطاب و الا ركن الدوله به جهت تغيير آب و هوا چهار روز رفتند در كوه بمو كه سه فرسخى شيراز است ماندند و روز پنجشنبه شانزدهم به شيراز مراجعت كردند . ديگر آنكه ناخوشى آبله در اطفال عارض شده است خيلى تلف كرده و مىكند ، به اندازه‌اى تلف مىكند كه از سه طفل اگر يكى جان بيرون ببرد . ديگر آنكه بيرونها چه در ايلات و چه اطراف خيلى مغشوش است دزدى زيادى مىشود ولى دزدى بزرگ نمىشود ، چند شب قبل نزديكى باجگاه كه دو فرسخى شيراز است سه سوار حكومتى را برهنه كرده بودند . ديگر آنكه رضا خان عرب با برادرهايش و طايفه‌اش دعوا كردند ، دو سه نفر كشته و زخمى شدند . ديگر آنكه صد سرباز و آردال‌باشى حكومت به خواهش ايلخانى قشقايى رفته است در بيضا جلو ايل قشقايى را گرفته كه ماليات خود را داده به طرف گرمسير بروند ، خود ايل خانى هم در بيضا نشسته است . ديگر آنكه عيال حاجى نصير الملك فوت شده ، در مسجد خودش ختم گذاشته ، تمام بزرگان و اعيان فارس در آنجا حاضر بودند ، اميرزاده پسر نواب مستطاب و الا ركن الدوله از جانب ايشان آمد و ختم را برچيد . ديگر آنكه الحمد الله هواى شيراز خنك شده و تا به حال ناخوشى و با سرايت نكرده است ، قرنطينه مضبوط است ، چند نفر سوار هندى كه مأمور مشهد بودند در قنسولگرى مشهد از آنطرف آمده بودند بنا به خواهش وكيل الدولهء انگليس آنها را بيش از چهار پنج روز در قرنطينه نگاه نداشتند ، به شيراز آمده و عازم بوشهر هستند . مورخهء روز يكشنبه سيم ماه ربيع الاول سنهء 1310 مطابق بيست و پنجم سپتمبر مسيحى 1892 .