دامنهء كوه مىرساند ، شب مىشود مراجعت مىنمايند . تا حال التحرير ديگر خبرى نرسيده است .
ديگر آنكه ميرزا محمد على پيشنماز در تدارك رفتن به عتبات است ، روزى كه پسر سركار و الا ركن الدوله مىخواست برود به ديدن مشار اليه قبول نكرده كه به ديدن برود ، ميانهء ميرزا محمد على با حاجى سيد على اكبر هم به هم خورده است .
ديگر آنكه از قراريكه محرمانه به حاجى نصير الملك نوشتهاند اين اخبار نزاعى كه ايلخانى با عرب و بهارلو كرده تماما دروغ بوده ، سوارهاى بهارلو و عرب ابدا روى توپ نيامده خود را داخل اردوى ايلخانى نكردهاند ، محض شهرت دروغ به اين وضوح را ايلخانى نوشته است و ايلخانى محض خاطر ايليت دعوا نخواهد كرد . از قراريكه نوشتهاند مخفى حسين خان بهارلو و رضا خان عرب شب هنگام آمدهاند در چادر ايلخانى و او را ملاقات كردهاند .
ديگر آنكه ناخوشى و با الحال در خود شيراز هست و روزى سه چهار نفر مبتلا مىشوند ، بعضى مىميرند و بعضى چاق مىشوند ، بيشتر در محلهء دروازهء قصابخانه و لب آب و بالا گود است ، در محلهء ميدان شاه و محلهء ارگ حكومتى هنوز سرايت نكرده است .
ديگر آنكه كدخداى ده بزرگى كه مسمى به على غلامعلى شرو بود و قبل از ورود سركار و الا ركن الدوله خيلى اغتشاش و دزدى كرده بود و قبل از اين هم تمام دزدى اطراف شهر و خود شهر به دستيارى او بود ، حكومت او را عقب كرده مىخواستند ، در خانهء آقا ميرزا هدايت الله پيشنماز سه ماه بست نشسته بود . بيگلربيگى مشار اليه را به تمهيد و حيل از آنجا بيرون آورد حبس كرد . سركار و الا ركن الدوله حكم كردند سر او را بريدند و شقهاش كردند . آقا ميرزا هدايت الله محض اين خاطر تغيير و قهر كرده از شهر رفت به حافظيه كه برود كربلا . حكومت ابدا اعتنايى به ايشان نكرد ، گفتند هرجا مىخواهد برود . بعد از دو سه روز امام جمعه و حاجى نصير الملك رفتند او را از حافظيه به شهر آوردند . اين روزها خيلى علما كمشان شدهاند و از طرف حكومت هيچ اعتنايى به آنها نمىشود . فقرهء رفتن ميرزا محمد على در منزل حكومت و كتك خوردن خودش و پسرش و آدمش خيلى اسباب وهن علما شده است . حاجى سيد على اكبر با حكومت متفق است .
ديگر آنكه بواسطهء اين ناخوشى و با كه در شيراز بروز كرده سركار و الا ركن الدوله ده روز در مسجد وكيل به توسط حاجى سيد على اكبر روضهخوانى مىكنند .
ديگر آنكه ناخوشى و با در شهر شيوع ندارد ، از قرار روزنامهء شهرى كه به حكومت هر روز مىرسد تعداد اموات از چهار ماه قبل زيادتر نشده روزى ده پانزده نفر مىميرند ولى تمام به اين ناخوشى نيست ، به امراض مختلفه فوت مىشوند ، اگر دو يا سه نفر از اين ناخوشى باشد .
الحمد الله باران خوبى آمده خيلى باعث اطمينان قلب مردم شده است ، احتمال كلى مىرود كه بعد از اين باران به كلى اين جزئى ناخوشى هم رفع شود .
ديگر آنكه از طرف حكومت منشىباشى را با چند ارقام فرستادهاند به اردوى حاجى نصر الله خان ايلخانى و پيش عبد الله خان پسر داراب خان كه اگر حاجى نصر الله خان در دعوا كردن به حسين خان بهارلو و رضا خان كوتاهى مىكند عبد الله خان را ايلبيگى كرده و حكم رياست
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 418
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٤١٨