سال 1310 وقايع اتفاقيه دار العلم شيراز
از غرهء محرم 1310 مطابق 26 جولاى 1892
از شب اول ماه محرم تا به حال هوا را شب و روز خيلى سرد كرده است كه از اعتدال خارج است .
ديگر آنكه از قراريكه مذكور مىشود در بهبهان نواب عين الملك يكنفر از اهل آنجا را كشته است ، مردم جمعيت كرده و اغتشاش نمودهاند و هنوز هم آن اغتشاش باقى است .
ديگر آنكه در حسينيهء قوام تعزيه مىخوانند ، چند نفر از مهتران صمصام الملك خواسته بودند آنجا دعوا كنند ، فراشان حكومتى آنها را زده بودند ، سربازان كه چاتمه داشتند با طبالچيان بحمايت مهتران صمصام الملك ريخته بودند فراشان و اهل شهر را زده بودند ، اهل شهر هم به حمايت يكديگر آنها را ميزنند ، تعزيه بهم مىخورد ، چند نفر از طرفين زخمى و سرشكسته شدهاند ، زنها از روى پشت بام آجرپارهء زيادى به سر مردمان زدهاند . مردم باطنا خيال فتنه و فساد و شورش را دارند . اين چند روز از علما سر و صدايى بلند نيست اگرچه باطنا محرك عوام هستند كه بلوايى كنند . قاطبهء مردم از اين حكومت رنجش دارند و در تدارك بلوايى هستند .
ديگر آنكه نواب مستطاب و الا ركن الدوله دام اقباله قرنطينه كه مشتمل از حكيم و سرباز و سوار باشد فرستادهاند در علىآباد سر راه يزد كه به دهبيد مىرسد گذاشتهاند ، از قرار روزنامهء تلگرافى كه از آباده رسيده چند نفر از طايفهء شش بلوكى قشقايى از مشهد مقدس مراجعت كرده در اقليد رسيدهاند ناخوشى و با در آنها بوده چند نفر از خودشان در اقليد تلف شدهاند و چند نفر از اهل اقليد ، و اهل اقليد فرار كردهاند ، و اقليد تا شيراز شش منزل است . حكومت حكم قرنطينهء سالمى دادهاند كه فيما بين راه سرحد به گرمسير بگذارند كه قوافل عبور نكنند ، پانزده روز حكم دادهاند آنها را نگاه دارند ولى با اين حالت باز عنقريب به شيراز خواهد رسيد . در خود شهر شيراز بواسطهء ميوهجات زياد ناخوشى اسهال و زهير بسيار است كه به همين ناخوشى از قرار تقرير حكما روزى چهار پنج نفر از كوچك و بزرگ ميميرند ، بيشتر از اطفال تلف ميشوند ، اگرچه حكم دادهاند كوچههاى شهر را پاك كنند و تميز نگاه دارند ولى باز هم خيلى كثيف است و عفونت دارد .
ديگر آنكه الحمد الله هنوز در شيراز بروز ناخوشى و با نكرده ، چند شب است كه همه شب يك دو مرتبه زلزله مىآيد ولى خرابى نرسانيده است . ديگر آنكه چند روز است كه هوا خوب شده است از شدت گرمى افتاده ، شبها در كمال سردى است .