تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
توپ و سرباز خواسته است ، از حكومت حكم شد توپ و سرباز كه در داراب است برود . ديگر آنكه از قرار مذكور در گله‌دار دو طايفه شده‌اند ، متصل نزاع است و آدم از طرفين مقتول مىشود . كار حكومت خيلى مغشوش است ، همه جا اغتشاش كلى پيدا شده است . ديگر آنكه ملخ اطراف شهر شيراز را گرفته هنوز تمام نشده مشغول كر ريختن هستند ، فاليزى ديگرى باقى نمانده است . ديگر آنكه چند نفر از كلانتران و ريش‌سفيدان طايفهء عرب آمده‌اند سر توپخانه بست نشسته‌اند ، حاجى نصر الله خان ايلخانى قشقايى را كه ضابط طايفهء عرب است نمىخواهند . حكومت هم محض بعضى حرفهاى كارگزاران خود خيال دارند حاجى نصر الله خان را از طايفهء عرب معزول كنند ، كه اگر اين كار را كردند حكما اغتشاش كلى در قشقايى و عرب هر دو پيدا خواهد شد ، تابحال كارهاى حكومتى محض ترديد راى خيلى مغشوش است . ديگر آنكه ملخ به كلى تلف شده است ، ديگر اطراف شهر شيراز نيست . ديگر آنكه شخص فوت شده دو عيال دارد و اولاد صغير و كبير دارد ، اموال و خانه و اثاث البيت او را مىخواهند تقسيم نمايند ، ميرزا محمد على پيشنماز از يك طرف حمايت مىنمايد ، امام جمعه و شيخ الاسلام و حاجى سيد على اكبر از طرف ديگر و احكام شرعى سخت داده‌اند . ميرزا محمد على چون حكم به آن طرف داده ايستادگى دارد كه حكم خود را جارى نمايد . حكومت حكم داده كه مجددا بروند خانهء حاكم شرع مرضى الطرفين مرافعه ، يك روز سركار و الا ركن الدوله در شهر نبودند ميرزا محمد على حكم مىدهد طلاب و الواط و اشرار از زن و مرد ميريزند در خانهء آنكه امام و سايرين حكم داده‌اند ، كه خانه را از تصرف آن عيال شخص مرحوم بيرون بياورند ، آن زن را سر بىچادر از خانه با اطفالش بيرون مىنمايند ، چند نفر از آدمهاى صاحبخانه را زخم مىزنند ، كارهاى عجيب و غريب مىنمايند كه از هيچ الواطى تابحال ديده نشده كه از ميرزا محمد على ناشى شده . حكومت مطلع مىشود ، فراش و قراول مىرود كه مردم را تفرقه كند ، ميرزا محمد على فحش زياد به حكومت و اجزاى او مىدهد . هرچه كردند خانه را خالى نكردند . وضعى ملاها حركت مىنمايند كه تابحال اين رفتارها در هيچ حكومتى نبوده است . سركار و الا ركن الدوله در هيچ مقامى پيشرفت هيچ كارى ندارد اگر وضع به اين حالت بماند هيچكس از دست ملاها و الواط صاحب هيچ چيز نخواهد بود . آن سه نفر ملاها به هيجان آمده‌اند كه بريزند بر سر ميرزا محمد على كه فساد و خونريزش شود ، حكومت و بعضى از آقايان نگذاشته‌اند . كار به همين قسم مانده است . ديگر آنكه ميرزا محمد على خيال فسادهاى كلى دارد اگر در اين شهر بماند مفسدهء كلى برپا خواهد كرد ، مثل اينكه دو روز قبل رفته است درب حجرهء يكى از تجار ارامنه و به او فحش داده ، دو سه نفر نوكر مسلمان داشته ، نوكران را تهديد كرده كه اگر نوكرى خارج از مذهب را كرديد تنبيه و سياست به شما خواهم كرد . حكومت هم هيچ پيشرفت كارى ندارد ، به آن تجار هم تهديد زياد كرده كه اگر ديگر شاگرد مسلمان گرفتى پاره‌پاره‌ات خواهم كرد . حالت حاليهء شيراز اين