تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

از 16 جمادى الاولى 1309 مطابق 18 ديسمبر 1891

روز نوزدهم ديسمبر سنهء 1891 نواب مستطاب و الا معتمد الدوله جارچى به بازار فرستاده بودند كه " هيچكس مرخص نيست كه بدون اطلاع حكومت چيزى درب بازار و غيره بچسباند ، خواه از طرف ادارهء دخانيات باشد خواه از طرف مردم ، و اگر كسى بخواهد اين عمل را بكند او را بگيرند " ، و مخصوصا سپرده‌اند به دكاندارهاى قريب به درب بازار كه آنها بايد روز مواظبت نمايند و شبها را حاجى آقا جان فراشباشى قوام الملك كه كسى چيزى نچسباند . بعد از ظهر همان روز تلگرافى از جناب امين السلطان بر حسب امر اعليحضرت همايونى به عنوان نواب مستطاب و الا معتمد الدوله رسيد به اين مضمون " بر حسب امر قدر قدر بندگان اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهى روحنا و روح العالمين فداه ابلاغ مىشود بنا به مرحمت و رأفت همايونى نسبت به عموم ممالك محروسه بعد از اينكه معلوم شد كه عمل انحصار تنباكو و توتون بر عموم اهالى قدرى شاق است و از خاكپاى اقدس همايون مستدعى معافى و موقوفى آن شدند ، براى آسايش خاطر عموم اهالى و رعايا و تكميل و مزيد دعاگويى وجود مبارك اين انحصار را در تمام ممالك محروسهء ايران از امروز موقوف و متروك فرمودند و ضرر و خسارت كمپانى را از ممر ديگرى معين و مقرر خواهند فرمود كه بمرور به كمپانى پرداخته خواهد شد ، از تاريخ اين تلگراف به بعد عموم اهالى از علما و اعيان و تجار و عموم اطلاع بدهند كه تنباكو و توتون و عموم اجناس دخانيه خودشان را به هركس و به هرقيمت و به هر نحو كه ميل خودشان باشد بيع و شرى نمايند و ابتدا به مأمورين و كسان ادارهء دخانيه اگرچه رئيس آنها يقينا اطلاع داده است ، شما اطلاع بدهيد كه حكم از اين قرار است و ضمنا به موجب امر همايونى روحنا فداه تأكيد مىشود مبادا نسبت به مأمورين آنها خلاف قاعده و خلاف احترامى حركت شود كه موجب تنبيه و سياست شديد خواهد شد ، مردم همه خودشان را از اين زحمت و تحميل آسوده دانسته به دعاگويى وجود مسعود همايونى و به شكرگزارى مراحم كاملهء همايون خسروانه بيفزايد و بعضى حركات جاهلانه را به كلى موقوف نمايد و عرايض تشكرانهء علماى اعلام را به عرض خاكپاى مبارك برسد . مورخهء 16 جمادى الاول سنهء 1309 " . بعد از استحضار از مطلب تلگراف نواب مستطاب و الا معتمد الدوله خيلى اظهار بشاشت و خوشحالى كرده بودند ، فرستاده بودند عقب بعضى از علماى شهر مثل آقا ميرزا محمد على مجتهد و آقا ميرزا هدايت الله و امام جمعه و چند نفر ديگر ، در وقتى كه همه حضور داشتند تلگراف را به جهت ايشان قرائت ميكنند ، همگى از اين مژده بسيار خوشحال ميشوند و هركدام سوادى از روى آن تلگراف برداشته كه در منابر از براى مردم بخوانند . آقا ميرزا هدايت الله كه همان شب از براى مردم خوانده بود ، امام جمعه صبح آن روز . قاطبهء مردم بسيار خوشحال شدند از اين مطلب حتى به اينجا رسيده بود كه ميخواستند بازارها را چراغان نمايند ليكن حكومت مانع شده بود ، اما در بعضى مساجد و اماكنه چراغان كرده بودند . بعد از رسيدن اين تلگراف بالفور در ميان مردم شهرت پيدا كرد كه حكم شده است كه فرنگيها را از شهر بيرون كنند و هر چيز كه مخارج كرده و ضرر آنها شده است از