تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
ديگر آنكه بواسطهء فوت يكنفر پسر و يكنفر صبيه حاجى ميرزا كريم صراف نواب مستطاب و الا معتمد الدوله محض مرحمت و التفات دو ثوب آبدست ترمه برسم خلعت يكى به جهت حاجى ميرزا كريم و ديگرى جهت حاجى ميرزا خليل پسر مشار اليه مرحمت فرمودند . ديگر آنكه حاجى رستم خان ميرپنجه با فوج خمسه روز يكشنبه نوزدهم شهر ربيع الثانى مرخص شده از شيراز حركت به طهران نمودند و محمد حسن خان سرتيپ با فوج زرند عوض آنها روز دوشنبه بيستم شهر مزبور وارد شيراز شدند . ديگر آنكه يك ثوب سردارى ترمهء شمسه‌دار برسم خلعت از حضرت اقدس شهريارى روحنا فداه به جهت نواب مستطاب و الا معتمد الدوله مرحمت شده بتوسط شاهزاده اصغر ميرزا وارد گرديد ، روز جمعه بيست و چهارم ربيع الثانى در كمال اعزاز و اكرام استقبال نموده خلعت پوشيدند و تمام اهالى شهر هم استقبال خلعت نموده ، سواى قوام الملك كه ناخوش حال بوده نرفته است ، نواب مستطاب و الا بعد از پوشيدن خلعت خود خرقهء ترمهء سفيدى از جانب خود به جهت جناب حاجى نصير الملك التفات كردند و ايشان هم در كمال احترام قبول كرده پوشيدند . ديگر آنكه روز بيست و پنجم و بيست و ششم ربيع الثانى بارندگى زياد در شيراز و اطراف شيراز شده است . ديگر آنكه در چند روز قبل سربازى از فوج زرند سنگى به عاليجاه مستر فهى رئيس تلگرافخانه مىاندازد ، عاليجاه مشار اليه سرباز را گرفته و بدست چاتمه قراول دور ارگ سپرده كه به حكومت اطلاع داده او را تنبيه نمايند ، بعد از اطلاع به حكومت نواب مستطاب و الا در حضور ارادت كيش سرباز را چوب زدند . از قرارى كه بعد شنيده شد سرتيپ آن فوج از اين حركت نواب مستطاب و الا خشنود نبوده و در خيال اين بوده كه از اين بابت به طهران شكايت كند كه بواسطهء انداختن سنگى به سگ فرنگى سرباز پادشاه را چوب بزنند . ديگر آنكه دو روز است كه كسبهء شهر ترك كشيدن قليان را كرده‌اند و در بازارها به كلى ديده نميشود كه كسى قليان بكشد و بعضى از مردم به ميل خودشان قليانهايشان را مىشكنند و بعضى را سادات و طلاب و راهگذر . ميگويند از قرار حكمى كه از جناب حاجى ميرزا محمد حسن حجت الاسلام رسيده است قليان حرام است و صورت آن حكم در واقع بطور استفتاء است و معلوم است كه هم سوال و هم جواب هر دو جعلى است به درب بازارها و اماكن چسبانيده‌اند به اين مضمون است . " سوال ، حجت الاسلاما ادام الله ظلكم بيان فرمايند در باب استعمال تنباكو و توتون در بلاد اسلام با اين وضعى كه بعرض عالى رسيده است تكليف فعلى مسلمانان چه چيز است ؟ استدعا دارم تكليف فعلى مسلمانان را بيان فرمايند " . جواب : " بسم الله الرحمن الرحيم ، اليوم استعمال تنباكو و توتون باى نحوكان در حكم محاربه با امام زمان است صلواه الله و سلامه عليه " . از روزى كه اين كاغذ را به درب بازار و اماكنه چسبانيده‌اند دوباره شورشى از بابت قليان و تنباكو در ميانهء مردم افتاده است و ظاهرا در بازارها قليان نمىكشند . بعضيها ميگويند كه اين حكم از طهران از آقا ميرزا حسن آشتيانى كه از حجت الاسلام به ايشان رسيده است ، از براى آقا ملا محمد حسين پيشنماز فرستاده‌اند
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 392 | على اكبر سعيدى سيرجانى