كه صبيهء مرحمت پناه حاجى مشير الملك عيال جناب حاجى معدل الملك فوت شده است ، پس از اطلاع روز بعد در مسجد مرحوم حاجى مشير الملك ختم گذارده ، روز چهارشنبه بيست و يكم مطابق بيست و سوم ديسمبر عصر را نواب احتشام الملك تشريف برده ختم را برداشتند و تمام اعيان و اركان شهر هم سر ختم حضور بهم رسانيدند .
ديگر آنكه شب پنجشنبه ششم شهر جمادى الثانى مطابق هفتم ماه جنورى آطونى ارمنى ملكمى در شيراز فوت كرد و از نواب مستطاب و الا معتمد الدوله خواهش كرده بودند كه يك دسته موزيكانچى و يك دسته سرباز به جهت احترام برداشتن او بدهند ، نواب مستطاب و الا معتمد الدوله بر حسب خواهش آنها سرباز و موزيكانچى فرستاده او را با احترام برداشته در نمازخانهء ارامنه دفن كردند .
مورخهء روز چهارشنبه دوازدهم شهر جمادى الثانى 1309 مطابق سيزدهم جنورى 1892 .
از 13 جمادى الثانيه 1309 مطابق 14 جنورى 1892
چند روز است كه نواب معتمد الدوله ناخوش حال ميباشند و از اندرون بيرون نيامدهاند .
ديگر آنكه در شيراز شهرت تمام از بلواى عام طهران و گرانى آنجا و نگذاردن خارج كردن آقا ميرزا حسن آشتيانى از طهران و موقوفى ادارهء دخانيات و غيره خيلى هست ، هركس بميل خود يكنوع تقرير مىكند ، بعضيها ميگويند كه اهالى طهران امين السلطان را نميخواهند و او را معزول كردهاند ، و ليكن با وجود تمام اين اخباراتى كه در زبان مردم است شيراز در كمال آرامى و نظم و ارزانى است و هواى امسال زمستان هم در كمال خوبى است كه از هيچ راهى اسباب شكايتى از براى مردم نيست كه باعث بر شورش ( مردم ) بواسطهء اين اخبارات افواهى ( بشود ) .
ديگر آنكه چند باب دكان مشهور به بازارچهء ملا آقا بابا آتش گرفته و تمام سوخته است ، چون قريب به محلهء يهوديها بود آنها و ديگران آتش را فرو نشاندند .
ديگر آنكه شب دوشنبه هيجدهم ماه جنورى ميرزا سلطان محمد خان ايل خانى قشقايى به ناخوشى ذكام و ذات الجنب در شيراز فوت كرد و او را هم در حسينيهء خود امانت گذاردهاند كه به عتبات عاليات ببرند . جناب حاجى نصير الملك و قوام الملك و بيگلربيگى و تمام اعيان و بزرگان شيراز سر ختم او نشسته حضور داشتند و به هيچ وجه اولادى از او به ظهور نرسيده است به غير از دو همشيره و وارث حقيقى او عيال حاجى نصر الله خان قشقايى كه همشيرهء مادرى او مىباشد هست . از قراريكه معلوم شده است معادل هفده هزار تومان از بابت ماليات امساله به ديوان باقى دارد كه هنوز نپرداخته است . نواب مستطاب و الا معتمد الدوله صفدر ميرزا را فرستاده خانهء او را مهر كردند و به حاجى نصر الله خان پيغام دادند كه اول بايد باقى ديوان را بپردازى و بعد از آن تركهء او را تصرف نمايى ، و از طايفهء قشقايى ديگر كسى كه از عهدهء ايلخانىگرى برآيد باقى نمانده است مگر حاجى نصر الله خان ، آن را هم نواب مستطاب و الا معتمد الدوله خيال دارند كه در سال نو ايل قشقايى را چهار بنچه نمايند هر طايفه را به كدخدايش بسپارند و از آنها التزام و سند بگيرند كه ماليات ديوانى خود را بوقت خود بپردازند و صفدر ميرزا هم مأمور و محصل جمعآورى اقساط