منفعت حبس كرد ، اين اغتشاشها بواسطهء آن است . اگر اين قسم باشد جميع ملاك داراب و فسا و گرمسيرات از سر املاك خود بايد بگذرند چونكه تمام زير سم سوار و غارت تفرقهء بهارلو هستند .
ديگر آنكه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله به واسطههاى زياد و التماسهاى فوق العاده از حاجى نصير الملك دو روز است كه مشار اليه آشتى كرده و در خانه مىرود .
مورخهء روز سهشنبه هفتم ماه ذيحجه الحرام 1308 مطابق چهاردهم ماه جولاى 1891 .
از 8 ذيحجه 1308 مطابق 15 جولاى 1891
از قراريكه از داراب خبر رسيده بيگلربيگى با جمعيت سوار و سرباز و توپ رفته است عقب حسين خان بهارلو ، ديروز از قرار تاريخ نوشتهجات بايد تلاقى طرفين شده باشد ، حال ديگر جنگ شده يا نشده معلوم نيست . در چند روز قبل حسين خان عريضهاى خدمت سركار و الا معتمد الدوله و كاغذى به قوام الملك نوشته است كه اگر قسم قرآن ميخورند و قرآن مهر ميكنند مىآيم و خدمتگزارى مىكنم . از اين طرف جواب سخت داده شده است . احتمال كلى ميرود كه جنگ نكند ، برود به خاك كرمان ، ولى از شدت گرمى هوا از طرف حسين خان چند نفرى مردهاند .
ديگر آنكه اطراف شهر و خود شهر خبرى نيست .
ديگر آنكه از جانب عاليجاه داكتر پروس شخص ارمنى به شيراز آمده كه كتاب بفروشد ، چون علما هنوز درست آرام نيستند سركار و الا معتمد الدوله فرستادند آن شخص ارمنى را بردند و قدغن فرمودند كه مرخص نيستى كتابهاى خود را در شيراز باز كنى و در كوچه و بازار به روى كه اسباب اغتشاش و گفتگوى علما بشود . قبل از آنكه حكومت اين حكم را بكند از وكالتخانه به او اظهار شد كه حالا موقع اين كار نيست ، بىجهت اسباب فسادى و گفتگويى برپا مكن ، نشنيد ، تا از حكومت حكم سخت به او شد كه در شيراز هم نماند .
ديگر آنكه چند روز است نواب مستطاب و الا معتمد الدوله به جهت تغيير آب و هوا تشريف بردهاند به باغ عفيفآباد قوام الملك تا اواخر ماه در آنجا تشريف دارند .
ديگر آنكه بيرونها و اطراف شهر كه دو فرسخى شهر باشد اغتشاش كلى دارد كه متصل اموال مردم سرقت مىشود ، قافله به احتياط تردد مىنمايند اين اغتشاش بواسطهء ايل عرب و بهارلو است ، متفرقه هم به اسم آنها دزدى مينمايند .
ديگر آنكه امساله هواى شيراز مثل هر ساله گرم نشده است ، ناخوشى اسهال و دلپيچ شيوع دارد .
ديگر آنكه دو سه شب در دو سه محله دو سه نفر زخمى و يك نفر كشته شده است ، چون نواب مستطاب و الا معتمد الدوله در نيم فرسخى شهر است يا به ايشان اطلاع ندادهاند يا هنوز حكمى دربارهء آنها نشده است .
ديگر آنكه از قرار مذكور سوارهاى بهارلو كه همراه بيگلربيگى رفته بودند شكستهاند و با كوچ و بنه رفتهاند پيش حسين خان بهارلو در خاك كرمان ولى بيگلربيگى را حكم كردهاند كه در