مىگذرد ، بازار علاقهبندها تماما در كار خراب شدن است كه درب بازار را بستهاند و كسى تردد نمىنمايد ، اغلب خانهها و مساجد را اين قنات خراب كرده است ، ولى خيلى جاى افسوس است كه بازار به اين خوبى خراب شده محض خاطر چند تومان مداخل ، بازارى كه الان با پنجاه هزار تومان درست نخواهد شد وانگهى به اين استعداد و مضبوطى ديگر ساخته نخواهد شد .
ديگر آنكه از قراريكه از داراب خبر رسيده حسين خان بهارلو به قدر پانصد ششصد نفر سوار زبده حاضر كرده است ، هركس از اين سوارها مال و حشرى داشته است تماما را به نصف بها فروختهاند ، تماما به جهت جنگ كردن حاضر شدهاند ، عيال خود را هم از خود هميشه دو منزل دور مىگذارند ، بعضى از دهات داراب را چاپيدهاند . دو روز قبل بيگلربيگى با دويست نفر سوار و پيادهء عرب و دويست نفرى از سوار بهارلو و ايلات باصرى و نفر و اينالو و دو دسته سرباز با يك عرادهء توپ از جانب حكومت به عزم بدست آوردن حسين خان بهارلو از شيراز به سمت داراب حركت كردند . از قرار مذكور عيال ريحان خان را كه كلانتر بهارلو بود ، حسين خان بهارلو به اسيرى برده است ، خود ريحان خان هم همراه بيگلربيگى رفته است . احتمال كلى مىرود كه جنگ بزرگى ميانهء حضرات واقع شود .
ديگر آنكه كاغذى از سفارت روس به جهت حاجى عز الملك كارگزار كه وكيل سفارت روس هم هست رسيده است كه بايد تجار روس تنباكو بخرند حال چند نفرى كه از رعيت روس در شيراز هستند بناى تنباكو خريدن را گذاردهاند . بيشتر اين فساد از حاجى غلام حسين لارى كه رعيت ايران است شده و مىشود .
ديگر آنكه شخصى از بيرونها كه الاغ سرقت كرده بود حكومت چهار انگشت و پى او را بريدند و در بازارها گردانيدند .
ديگر آنكه از قراريكه از داراب خبر رسيده بيگلربيگى وارد داراب شده ولى حسين خان بهارلو به طرف سبعه و آخر گرمسيرات رفته است ، صد سوار زبده از خود جدا كرده فرستاده است كه از عقب اردوى بيگلربيگى باشند . آن صفحهجات بسيار مغشوش است ، هرچه از خوردن ملخ بيرون رفته از تفرقهء بهارلو و دزدى آنها بيرون نمىرود ، امساله بر ملاك فسا و آن صفحهجات خيلى ضرر و خسارت وارد آمده است ، خيلى اغتشاش آن صفحهجات است .
ديگر آنكه حاجى نصير الملك چند روز است كه از نواب مستطاب و الا معتمد الدوله قهر كرده است و در خانهء خود بطور تمارض نشسته است ، وضع حكومت امساله بسيار مغشوش است ، هيچكس تكليف خود را نمىداند .
ديگر آنكه از داراب بيگلربيگى معجلا سوار فرستاده كه اين جمعيتى كه همراه داريم خيلى كم است دو مقابل اين جمعيت و سوار لازم داريم ، معجلا روانه كنيد . قوام الملك در تدارك فرستادن سوار عرب و غيره است ، ولى اگر بخواهد جنگ با حسين خان بهارلو كند شكست فاحش خواهند خورد . نواب مستطاب و الا معتمد الدوله دام اقباله بسيار از اين فقره پريشان و اوقات تلخ هستند ، بد اسبابى فراهم آمده است ، بدون جهت پارسال قوام الملك حسين خان را گرفته محض جلب
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٨٢