تبريز ده شاهى و جو سيصد دينار الى هفت شاهى است . خيلى اسباب وحشت خلق شده ، اغلب از بلوكات كه ملخ آمده مثل فسا و داراب به قدر بذر جنس ندارد كه بايد از اطراف بذر گرفته ببرند ، ترياك هم قيمتى ندارد ، يك من تبريز پنج تومان و پنج هزار دينار مىباشد . امسال خيلى سخت بر ملاك شده .
ديگر آنكه ادارهء بانك تجار داخله برپا شده ، رئيس اداره شيخ ابو القاسم تاجر پسر حاجى شيخ زين العابدين است و محاسب حاجى عبد الرحمان تاجر صراف حاجى ميرزا ابراهيم صراف است ، از جانب حكومت هم خلعتى به جهت حاجى ميرزا ابراهيم صراف فرستاده شد . در گمرك خلعتپوشان كردند ، تجار جميعا جمع شدند صرف شربت و شيرينى كردند .
ديگر آنكه حكومت عمل خزانه را به بانك شاهنشاهى واگذار نكرد با خود حاجى ميرزا كريم قرار گذارد ، مخصوصا به بانك نوشته كه چون تجار بلوا كردهاند چندى تأمل نماييد .
ديگر آنكه داراب خان ايلبيگى به ناخوشى شقاقلوس فوت شد ، خيلى اسباب وهن به جهت طايفهء قشقايى شده است .
ديگر آنكه سربازهاى فوج كمره كه همراه محمد حسن ميرزاى مهندس رفته بودند خودشان مراجعت كردهاند كه نمىتوانيم راه پاك نماييم ، مجددا عمله از شهر گرفته فرستادهاند به جهت پاك كردن راهها .
مورخهء روز پنجشنبه يازدهم شهر ذيقعده الحرام 1308 مطابق هيجدهم ماه جون سنه 1891 .
از 12 ذيقعده 1308 مطابق 19 جون 1891
چون بواسطهء انتشار عامه تشريففرمايى موكب اعليحضرت همايون به فارس نان و گندم و جو و برنج و ساير حبوبات ديگر را گران كرده بودند و مردم از اين غائله خيلى متوحش و مضطرب شده بودند در روز يكشنبه چهاردهم شهر حال تلگراف اخبار موقوف شدن تشريففرمايى اعليحضرت همايون از طهران رسيده حسب الامر حكومت جارچى در چهار بازار وكيل جار كشيده كه آمدن شاه به فارس موقوف شده و همچنين به بلوكات هم اين اخبار را انتشار دادند و اكنون هم حكم حكومتى به حضرات خباز و علاف شده كه نان و اجناس را از قيمت حاليه ارزانتر بفروشند ، لهذا نان و اجناس بالفعل يك من نيم شاهى و يك شاهى از قيمت ارزانتر مىفروشند و مردم هم قدرى از آن تزلزل و اضطرابى كه داشتند آرام و آسوده شدهاند .
ديگر آنكه حسين خان بهارلو از قلعهء جراش كه بطور حبس بوده فرار كرده است ، از قرار مذكور ضياد خان پسر نصر الله خان بهارلو با دويست سيصد نفر سوار بهارلو از داراب مىرود او را از آنجا برداشته رفته است ، معلوم نيست كه به كجا رفتهاند ، حكومت و قوام الملك از اين فقره خيلى پريشان هستند ، خيال دارند حبيب الله خان بيگلربيگى پسر قوام الملك را بفرستند به داراب كه جلوگيرى نمايند ولى چون بيگلربيگى طفل است مشكل است كارى از مشار اليه ساخته شود .
ديگر آنكه قناتى نواب مستطاب و الا معتمد الدوله بيرون آوردهاند توفيات آن از بازار وكيل