سال 1309 وقايع اتفاقيه دار العلم شيراز
از غرهء محرم 1309 مطابق 6 اگست 1891
دو نفر از اهل سوئد كه زبان فرانسه مىدانند و انگليسى هيچ نمىدانند به جهت ادارهء دخانيات دو سه روز است كه وارد شدهاند چونكه افيس ادارهء دخانيات در شهر تنگ و محقر بود خانهاى بيرون شهر چسبيده به دروازه اجاره كردند ، چند روز است تمام اجزاء آنجا رفتهاند .
ديگر آنكه ميرزا على اكبر نام پيشخدمت نواب مستطاب و الا معتمد الدوله در خانهء خود با زن اجنبى نشسته بوده ، نواب مستطاب و الا مطلع ميشوند ميفرستند آن زن را ميگيرند در جوال كرده كتك زيادى زده و سرش را ميتراشند ، ميرزا على اكبر را هم اخراج بلد مىكنند .
ديگر آنكه بواسطهء ملخ خوارگى و آفت زردى كه به حاصلها رسيده روز بروز نرخ اجناس تسعيرش زيادتر مىشود ، در اغلب از بلوكات بذر گندم و جو ندارند ، باعث ( گرانى ) گندم و جو هم از اين جهت است .
ديگر آنكه سعد الملك يا جناب نظام السلطنه حكم كردهاند به مدير گمركخانهء شيراز كه مال التجارهء تجار بيشتر از پانزده روز اگر در گمركخانه بماند بارى دو قران حق زمين بگيرند . تمام تجار تلگراف به خاكپاى اعليحضرت همايون كردهاند ، سه روز است جواب نيامده ، امروز كه روز بيست و چهارم است تمام تجار از اعلى و ادنى در تلگرافخانه رفته بست نشستهاند كه اگر اين بدعت را سعد الملك بخواهد بگذارد ما دست از تجارت خواهيم كشيد . هنوز جواب به آنها نرسيده است .
ديگر آنكه تجار كه از بابت حق الارض گمرك تلگرافا شكايت از جناب نظام السلطنه كرده بودند سه روز در تلگرافخانه بست نشستند تا جواب تلگراف از جناب امين السلطان بر وفق دلخواه ايشان آمد كه از قرار سابق با آنها رفتار ( شود ) . و چون نواب مستطاب و الا معتمد الدوله توسطى از تجار كرده بودند جواب ايشان هم آمد كه " محض توسط شما تلگراف به جناب نظام السلطنه شد كه با تجار از قرار سابق رفتار نمايند " . صورت جواب تلگرافها از اين قرار است . جواب نواب اشرف و الا دام اقباله العالى " اگرچه در باب حق الارض گمركخانهء بوشهر ديروز از روى دلايل به تجار تلگراف كردم ليكن محض احترام و خواهش سركار و الا و آسودگى تجار نوشتم موقوف باشد كه تجار آسوده باشند و بگوييد تجار آسوده شوند ، امين السلطان " . تلگراف بوشهر " جناب جلالت مآب نظام السلطنه " در باب حق الارض كه تازه در گمرك بوشهر ميخواهيد ايجاد نماييد البته اين كار را