تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
جناب صاحب ديوان جنس زيادى از نو و كهنه دارند نمىگذارند ارزانى شود ، هر روز حكمى مىكنند كه به فلان قيمت بفروشند ، همين باعث ترقى جنس شده . مورخهء چهارشنبه بيست و يكم شهر شوال 1304 مطابق سيزدهم ماه جولاى 1887 .

از 22 شوال 1304 مطابق 14 جولاى 1887

ميرزا ابو الحسن تاجر را كه در محبس حكومتى نگاه داشتند به حساب مشار اليه رسيدگى نمودند چيزى كه به دست آورده‌اند افيسى در چين سى و چهار هزار دالر خريده كه موجود است ، هفت هزار تومان هم به حاجى ميرزا ابو القاسم پدرش داده ولى حكومت عقب نمىكند كه بگيرد به طلبكاران بدهد . ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان در تلگرافخانه حضورا به جناب صاحب ديوان سوال و جواب بسيار نمودند ، معلوم نشد چه سوال و جوابى داشتند . ديگر آنكه خشت را به حاجى صمصام الملك واگذار نموده‌اند و از جانب مشار اليه محمد قلى خان خشتى خلعت پوشيد كه با يك نفر از صاحب‌منصبان فوج حاجى صمصام الملك برود و قرار ماليات را بدهد . ديگر آنكه جناب صاحب ديوان دو سه روزى به دهات دور شهر خود رفته مراجعت نمودند . ديگر آنكه حاجى نصير الملك به حضرت و الا ظل السلطان شكايت زياد از مؤتمن الملك نموده كه در ابواب جمعى من اخلال مىنمايد حضرت و الا در تلگرافخانه حضورا مؤاخذهء زياد از مؤتمن الملك كرده كه چرا در ابواب جمعى حاجى نصير الملك اخلال مىنمايى ؟ . مؤتمن الملك جواب داده كه " اخلال نمودن از من نيست ، حضرات دشتستانى او را نمىخواهند ، حال كه مىگويد اخلال نمودن از جانب من است ابواب جمعى او را ده هزار تومان علاوهء آنچه تمسك سپرده قبول دارم و دو هزار تومان هم پيشكش حضرت و الا مىدهم " . حضرت و الا تلگراف به حاجى نصير الملك نموده چنانچه ابواب جمعى خود را ده هزار تومان علاوه از آنچه تمسك داده‌اى قبول دارى و دو هزار تومان هم پيشكش بسيار خوب و الا مراجعت به شيراز نما . هنوز در سوال و جواب هستند . ديگر آنكه داراب خان را در اصفهان حضرت و الا مىخواستند طناب بيندازند از اينجا جناب صاحب ديوان توسط نموده از كشتن مشار اليه درگذشتند ولى به همان‌طور سابق زنجير است . سى هزار تومان از او مىخواهند . ديگر آنكه نواب و الا جلال الدوله محض گرمى هوا در سياخ هستند دو سه روز است ، جناب صاحب ديوان هم رفته‌اند به ديدن ايشان ، هنوز مراجعت نكرده‌اند . ديگر آنكه ميرزا عبد الله خان معز الملك به ناخوشى كه از جنس طاعون بود به فاصلهء بيست و چهار ساعت فوت شد ، هنوز زنده بود كه جناب صاحب ديوان ميرزا و فراش فرستادند نوشتجات ديوانى و شخصى هرچه داشت در دو صندوق گذارده ، ميرزاى جناب صاحب ديوان و ورثه مهر كردند و بردند در صندوقخانهء جناب صاحب ديوان گذاردند . حضرت و الا ظل السلطان