سپردهء او بوده با قراولهاى انبار پيدا مىشود مىچسبند به رضا خان كه نگذارند به طناب برسد ، از بالاى بام آنها را به گلوله مىزنند ، يوزباشى محمود همان ساعت مىميرد ، دو نفر قراول هم زخمدار مىشوند مىافتند ، باقى قراول نزديك نمىآيند . رضا خان دست به طناب مىگيرد بالاى بام مىرود . جمعيتى كه پشت بام بودند رضا خان و مير الله مراد خان را برمىدارند مىبرند به سوارها ملحق مىشوند و مىروند . در بين راه قريب شهر قافلهاى از زرقان مىآمده قريب دويست تومانى نقد و تنخواه همراه داشته مىبرند . صبحى جناب صاحب ديوان پنجاه شصت نفر سوار تعاقب آنها مىفرستد اثرى نمىيابند ، سوارها مراجعت مىكنند . حال جناب صاحب ديوان كاغذ به ايلخانى و اطراف نوشته پانصد نفر سوار از ايل قشقايى خواسته كه بيايند با چهار صد نفر سرباز و توپ تعاقب رضا خان بفرستند او را بگيرند .
ديگر آنكه نواب و الا جلال الدوله از سياخ مراجعت كرده در باغ رشك بهشت كه قريب به شهر است توقف دارند ، همين چند روزه وارد شهر خواهند شد .
ديگر آنكه جناب صاحب ديوان داروغه و كدخدايان شهر را طلبيده ، از بابت گريختن رضا خان مؤاخذه نموده داروغه را چوب زده و بعد از دو روز خلعت داده كه شهر را درست محافظت نمايد .
ديگر آنكه بيرونها بسيار شلوغ است ، دو قافله از طريق بوشهر به شهر مىآمده يكى بالاى كازرون و يكى زير كازرون دزد مىزند ، دو بسته قماش مىبرند . جناب صاحب ديوان حكم داده كه از حاجى آقا باباى كازرونى غرامت بگيرند .
ديگر آنكه از سيوند تلگراف به جناب صاحب ديوان كردهاند كه رضا خان در ده قصر الدشت كمين آمده ده را محاصره كرده نمىگذارند كسى داخل و خارج ده شود ، يك دو خرمن جنس را هم آتش زده . جناب صاحب ديوان قريب چهار صد سوار از قشقايى بلوردى و متفرقه همراه عزيز خان پسر نصر الله خان بهارلو و آزاد خان فيلى و محمد على خان بلوردى روانه نموده و چهار صد سرباز و سه عراده توپ همراه حاجى فضلعلى خان تعاقب آنها فرستاده و حكم چهار بلوك داده كه از هرجا سوار و تفنگچى برود رضا خان را بگيرد . رضا خان به طرف دوده داريان آمده ، بند تيلهكان كه از بندهاى رودخانهء بند امير است خراب نموده و از آنجا به خانه كاهدان آمده يك شب در آنجا مانده اسبهاى خود را نعلبندى نموده روانه شده ، در صحراى آسمان گرد آزاد خان فيلى و محمد على خان بلوردى جمعى سوار به او مىرسند ، جنگ مىكنند ، آزاد خان با هفت نفر سوار كشته مىشود ، محمد على خان بلوردى با پانزده نفر سوار زخمدار مىشود ، از طرف رضا خان دو سه نفر گلوله مىخورد ، سوارها مراجعت مىكنند .
حاجى فضلعلى خان سرباز و توپ به شهر برگردانيده و خود با باقيماندهء سوار در آنجا مانده است .
ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان از بابت رضا خان تلگرافهاى سخت به جناب صاحب ديوان كردهاند و رستم خان توللى بزرگ سوارهاى قزاق را بچاپارى فرستادهاند كه جناب صاحب ديوان رضا خان را بدهد يا آنكه ميرزا حسين خان مؤتمن الملك را در عوض رضا خان به اصفهان
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٩٤