تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
جنازهء آنها را برداشته به شهر آوردند ، حكومت قاتلين را از حاجى نصير الملك خواسته‌اند . ديگر آنكه حكومت كازرون كه با حاجى نصير الملك است از جانب خود حاجى محمد ابراهيم و حاجى آقا باباى كازرونى را به جهت نيابت آنجا فرستاده است . ديگر آنكه بيگلربيگى گرى شهر شيراز را به حبيب الله خان پسر قوام الملك واگذار كردند ولى به بزرگترى معز الملك ، كه اسما با حبيب الله خان است و رسما با معز الملك . ديگر آنكه دو كمپنى تجارتى ورشكست شده‌اند ، معادل دويست هزار تومان يا كمتر يا بيشتر مال مردم تفريط شده ، يك كمپنى حاجى محمد صادق و حاجى محمد اسماعيل و دو برادر ديگر ، و يك كمپنى پسران حاجى ميرزا ابو القاسم مشهور به سقاخانه . ديگر آنكه عاليجاه كرنل اسميت صاحب وارد شيراز شد دو روز توقف كرده بچاپارى روانهء طهران گرديد . ديگر آنكه حاصل فاريابى هرجا چه غله و چه ترياك خيلى خوب شده ، آفتى تا به حال نرسيده است ، با وجوده باز گرانى است ، گندم خروارى ده تومان الى يازده تومان ، جو پنج تومان الى شش تومان است . ديگر آنكه حاجى صمصام الملك امير تومان كه سركردهء سه فوج است دو سه روز است با سه فوج خود وارد شيراز شد در عوض سه فوج ساخلو شيراز ، آن سه فوج مرخص هستند و خواهند رفت . ديگر آنكه از قرار مذكور و نوشتجات كه از قوام الملك رسيد حضرت و الا ظل السلطان شصت هزار تومان تمسك از قوام الملك گرفته و او را مرخص كرده‌اند ، يعنى از زير زنجير بيرون آوردند ولى حبس نظر در اصفهان بايد بماند . از قرار تخمين امساله به قوام الملك از جريمه گرفتن و مداخل عاملى و ملكى دويست هزار تومان ضرر خواهد رسيد ، از حالا اسبابهاى طلا و نقرهء او را در بازار مىفروشند ، ملك رهن و بيع شرط مىگذارد كه پول بگيرد از بابت تمسك بدهى خود بدهد . ديگر آنكه از بابت اين دو نفر تجار كه دويست هزار تومان ورشكسته‌اند جناب صاحب ديوان هيچ اقدامى نمىكنند كه مطالبات مردم وصول شود ، تعارفى گرفتند و هركدام را به وقت معين مهلت داده‌اند كه فيما بين خودشان به حساب رسيدگى كنند . خيلى اسباب وحشت در ميانهء خلق است . احتمال كلى مىرود بواسطهء ورشكست اين دو نفر بعضى از تجار ديگر هم ورشكست شوند . ديگر آنكه حاصل فاريابى امساله الحمد الله خيلى خوب شده ، كم‌كم گندم و جو رو به تنزل است ، اگر بگذارند نان يك من چهارده شاهى شده بود دو روز است كه جناب صاحب ديوان حكم كرده‌اند نان را يك من سه عباسى بفروشند ، فورا يك من چهار عباسى شده ، اگر جلويش را نگيرند باز ترقى خواهد كرد . به حال خود بگذارند بهتر است . ديگر آنكه از قراريكه اهل دشتستان و تنگستان تلگراف كرده‌اند حاجى نصير الملك را نمىخواهند . حاجى نصير الملك استدعا كرده به همين قسم اهالى آن صفحات مرا نمىخواهند تلگراف كنند حضرات بيايند به شيراز عمل خود را در حضور حكومت تمام كنند يا آنكه به خودم
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 288 | على اكبر سعيدى سيرجانى