تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
على خان منشى حضور كه از جانب حضرت و الا ظل السلطان قرار بود به شيراز بيايد موقوف شد ، مشير الملك مأمور شده كه بيايد ، از اصفهان هم حركت كرده . مورخهء سه‌شنبه هيجدهم رجب المرجب 1304 مطابق دوازدهم ماه اپريل سنه 1887 .

از 19 رجب 1304 مطابق 13 اپريل 1887

از جانب اعليحضرت همايون عبا و عصايى به جهت سيد على اكبر فال اسيرى كه در اصفهان است ( فرستاده‌اند ) حضرت و الا ظل السلطان به ايشان پوشانده و نيز حضرت و الا ظل السلطان به سيد گفته‌اند كه بايد به شيراز به روى . هنوز سيد اقدام در آمدن نكرده است . ديگر آنكه مجددا ميرزا حسين على خان منشى حضور مأمور شده كه همراه مشير الملك به شيراز بيايد ، صبح سه‌شنبه بيست و دويم از اصفهان بطور چاپارى حركت كردند . هنوز معلوم نشده كه اين دو نفر به چه امرى مأمور هستند . جناب صاحب ديوان و قوام الملك خيلى تزلزل دارند . ديگر آنكه ميرزا حسين على خان منشى و مشير الملك و بيان الملك روز شنبه 29 وارد شيراز شدند ، بيشتر بزرگان شيراز استقبالى كردند ، بجز قوام الملك و مؤتمن الملك . مرد و زن زيادى رفته بودند كه از گرانى و تنگى شكايت كنند ، مطلع مىشوند ، مشير الملك را از راه غير متعارف داخل شهر مىنمايند ولى در سه جا به قدر صد نفرى زن جلو مشير الملك آمده بودند شكوه و شكايت زياد از دست جناب صاحب ديوان كرده بودند و خاك بر سر نموده بودند ، ولى مشير الملك هيچ به آنها نگفته بود ، اعتنايى هم به مستقبلين نكرده بود . ديگر آنكه چند روز است كه باز در دكان خبازان جنجال مىشود ، نان را يك من 4 عباسى مىفروشند ، روز ورود مشير الملك چند دكان نان تاوه برگردان باز كرده بودند كه نان را يك من سه عباسى بفروشند ولى از حالا بد رموزه دارد ، حاصل فاريابى همه جا خوب شده ولى بخوسات هيچ نيست از اين جهت نان و غله را گران كرده‌اند . ديگر آنكه حاجى حسين قلى خان سرتيپ توپخانه با دويست و پنجاه نفر توپچى شاهيسون وارد شيراز شدند ، توپچيان قديم مرخص هستند . ديگر آنكه محبوسين جاسك و قشم را جناب صاحب ديوان روانهء طهران نمودند . ديگر آنكه مشير الملك و ميرزا حسين على خان منشى كه مأمور بودند از جانب حضرت و الا ظل السلطان به شيراز بيايند معين نبود براى چه مىآيند . بعد از دو روز ورودش معين شد كه جناب صاحب ديوان شكايت از دست قوام الملك كرده بود ، مشير الملك را مأمور كرده بودند كه قوام الملك را روانهء اصفهان نمايد و تمام ابواب جمعى مشار اليه را از او بگيرند . به مأموريت خود عمل نمود ، قوام الملك را روز سه‌شنبه دويم شعبان روانهء اصفهان كرد ، بيگلربيگى پسر قوام الملك را خلعت دادند و شهر را به مشار اليه سپردند . هرچه قوام الملك انكار از اين كار كرد مقبول نيفتاد . حال شهر سپردهء بيگلربيگى است و مشير الملك صد هزار تومان باقى مىخواهد ، باقى هم در محل است .