پيدا شود مقصر ديوان باشد .
ديگر آنكه از قرار تلگراف قوام الملك از حبس مستخلص شده ولى بايد متوقف اصفهان باشد ، بيگلربيگى پسر خود را خواسته است ، مشار اليه هم از بيگلربيگى گرى شيراز استعفا داده اين چند روزه خواهد رفت . معلوم نيست شهر سپرده به كى شود .
ديگر آنكه مشير الملك صبيهء ميرزا آقاى سيد را كه داماد معز الملك است به جهت پسر خود عقد كرده ، ولى دختر به سن پنج ساله است ، بولايت پدر عقد كردهاند .
ديگر آنكه قرار است مشير الملك فردا به سمت اصفهان حركت نمايد .
ديگر آنكه عمل حكومت بهبهان و بوشهر و دشتى و دشتستان و كازرون با حاجى نصير الملك شد و تمام ابواب جمعى قوام الملك را به مؤتمن الملك داده مشار اليه در كار قرارومدار كارها هست و نيز عمل نايب حسين خان و حاجى نصير از قرار مذكور به اين قسم گذشته است : نايب حسين خان ده هزار تومان ، حاجى نصير نگهدارى هفت هزار تومان ، كه آنها را به اصفهان نبرند .
ديگر آنكه مشير الملك و ميرزا حسين على خان منشى نقل مكان به دلگشا نمودهاند و داراب خان را هم مغلولا خواهند برد .
مورخهء بيست و سيم شهر شعبان المعظم سنه 1304 مطابق هفدهم ماه مى سنه 1887 .
از 24 شعبان 1304 مطابق 18 مى 1887
مشير الملك با ميرزا حسين على خان منشى روز بيست و پنجم شهر شعبان المعظم از دلگشا كه نقل مكان كرده بودند به سمت اصفهان حركت كردند ، داراب خان را هم سوار الاغ زنجير به گردن و پاهاى او را به زير شكم الاغ بخو كرده بودند ، قريب يك فوج سرباز به جهت مستحفظى مشار اليه فرستادند . از قرار مذكور محض نافرمانى اعليحضرت همايونى مشار اليه را خواستهاند .
ديگر آنكه از نايب حسين خان فراشباشى جناب صاحب ديوان چهار هزار تومان گرفتند مرخص كردند و قرار گذاردهاند حاكم گلهدارش كنند و از حاجى نصير نگدارى هشت هزار و سيصد تومان جريمه گرفتند و مستخلص نمودند . حاجى آقا جان و ميرزا محمد آدمهاى قوام الملك از قرار مذكور فرار كردند .
ديگر آنكه عمل بيگلربيگىگرى شيراز هنوز معوق است ، چنين قرار گذاردهاند كه معز الملك رسيدگى در كارهاى حبيب الله خان پسر قوام الملك بكند ، شهر سپردهء به او باشد و الا به كسى ديگر واگذار كنند .
ديگر آنكه بيرونها بسيار شلوغ است ، طايفهء عرب تمام حاصل بلوكات را چرانيدهاند .
رضا خان عرب را حكومت گرفته حبس كردهاند .
ديگر آنكه طايفهء قشقايى مسلما به خود ايلخانى واگذار شد ، احمد خان شش بلوكى و حاجى مسيح خان هر دو آمدهاند در مسجد نو بست نشستهاند ، هر دو هم باقى دارند .
ديگر آنكه طايفهء ممسنى و كشكولى نزاع كردهاند ، دو نفر از طايفهء كشكولى كشته شده ،