ديگر آنكه از قرار نوشتجات طهران اعليحضرت همايونى باز عزم رفتن به رشت را دارند و تا بيست و پنجم ماه رجب حركت خواهند كرد .
ديگر آنكه قوام الملك چهار پنج روز است از داراب وارد شيراز شد .
ديگر آنكه از قرار نوشتجات محرمانه كه به جناب صاحب ديوان از حضرت و الا ظل السلطان رسيده است اين است كه از سه كار يكى را قبول كنند : " اول سالى بيست و پنج هزار تومان به من و ده هزار تومان كه به نواب و الا جلال الدوله مىدهى نمىخواهم پانزده هزار تومان هم دستى بگير و آباده و اقليد و بهبهان را موضوع از فارس مىكنيد از خودمان حاكم مىفرستيم . دويم پيشكارى فارس را كه الحال به معز الملك سپردهاى به حاجى ميرزا محمد معدل الملك واگذار كن كه مشار اليه شصت هزار تومان پيشكش مىدهد ، براى ما و شما صرفهء كلى دارد . سيم ماليات املاك خودت را مىبخشم و پانزده هزار تومان هم مىدهيم برو در اصفهان يا در طهران يا در شيراز هر كدام ميل دارى توقف كن ، وزارت جلال الدوله را به كسى ديگر واگذار كنيم " . در باطن اين كارها را قوام الملك مىكند ، در اصفهان آدم دارد براى او گفتگو مىكند در شيراز هم خودش با نواب و الا جلال الدوله باطنا در اين سوال و جواب هستند ، حتى اينكه جلال الدوله را بر اين واداشتهاند كه عريضه خدمت حضرت و الا ظل السلطان كرده كه " من حالا بزرگ شدهام لله و بزرگتر لازم ندارم ، با اين مواجبى كه به من مىدهيد امرم نمىگذرد ، يا آنكه سالى بيست و پنج هزار تومان جناب صاحب ديوان به من بدهد و اختيار كار هم با خودم باشد يا آنكه صد هزار تومان علاوه از آنچه جناب صاحب ديوان مىدهد قبول دارم مىدهم ، نظم ولايت را هم مىدهم ، هر عيب و نقصى شد مقصرم ، اگر اين كار را نكنيد خودم يكسره حضور اعليحضرت همايون عريضه مىكنم و فارس را از ادارهء شما موضوع خواهم كرد " . باطنا گويا اين عريضه را به فرمودهء حضرت و الا ظل السلطان كردهاند محض ترسانيدن جناب صاحب ديوان . حال در اين سوال جوابها هستند . بيرونها هم كمال اغتشاش را دارد . ايلخانى و داراب خان هم از گرمسير كه پيش مىآيند ملك و مال و حشر مردم را مىچاپند و پيش مىآيند و به هيچكس هم اعتنايى ندارند .
ديگر آنكه اسد الله ميرزا تفنگدار باشى كه به جهت گرفتن اموال غارت شدهء مردم نزد داراب خان رفته بود مدت وقتى او را معطل كرده بعد جوابش كردهاند ، آمده به شيراز .
ديگر آنكه نايب آباده شبانه چند نفر مىفرستد در سورمق كه يك نفر مقصر بوده گرفته بياورند ، اهل سورمق مطلع مىشوند ، نزاع مىشود ، از طرفين دو سه نفر كشته و به قدر پنجاه شصت نفر زخمى شدهاند . تلگرافا اين خبر به حضرت و الا ظل السلطان رسيده ، از اين بابت خيلى سخت گرفتهاند . ديگر آنكه ميرزا حسين خان مؤتمن الملك هم از بهبهان وارد شيراز شد .
ديگر آنكه از جانب حضرت و الا ظل السلطان ميرزا حسين على خان منشى حضور مأمور شده كه به شيراز بيايد بچاپارى و قرارومدار عمل هذه السنه را با جناب صاحب ديوان بگذارند .
ديگر آنكه عاليجاه كپيتان بلمر از بوشهر به كازرون مراجعت كرده از قرار تلگرافى كه به جناب صاحب ديوان نموده از كازرون از راه فيروز آباد به شيراز خواهد آمد . ديگر آنكه ميرزا حسين
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٨٤