مورخهء روز چهارشنبه دوازدهم ماه ذيقعده الحرام 1301 مطابق سيم سپتمبر مسيحى 1884 .
از 13 ذيقعده 1301 مطابق 4 سپتمبر 1884
پسر تفنگدار باشى نواب مستطاب و الا حاجى معتمد الدوله با اهل و عيال از طهران آمده بود كه به مكهء معظمه برود ، چون غدقن از ديوانيان شده كه كسى به مكه نرود مشار اليه با اتباع خود مراجعت به طهران نموده در نائين دزد بر آنها ريخته آنچه اسباب و تنخواه همراه داشتند برده حتى ملبوس از بر مرد و زن بيرون آورده كه آنها را عور و برهنه گذارده بودند .
ديگر آنكه شخصى از بيات كه سر پسر عموى خود را از قفا بريده بود نمرده خوب شده است ، قاتل آن پنهان بود ، جناب حاجى سيد ابراهيم بهبهانى پيشنماز توسطى از قاتل خدمت مقرب الخاقان محمد رضا خان قوام ( كرده ) و معظم اليه هم او را خدمت جناب صاحب ديوان برده جناب صاحب ديوان دو سه روزى قاتل را حبس نموده بعد چوبى به او زدهاند او را رها نمودهاند .
ديگر آنكه اين اوقات در شهر شيراز و در بيرونها خيلى اغتشاش بهم رسيده است چنان كه در سرحد راه اصفهان قافله را سرقت كردهاند ، از جمله يك زوج يخدان كه در آن مبلغ چهار صد تومان وجه نقد و قريب سيصد تومان تنخواه بوده از مال يكنفر همراهان قافله بسرقت رفته است با زيادتى تنخواه تفرقهء ديگران .
ديگر آنكه در شب شنبه بيست و دويم شهر حال در قهوهخانهء حاجى محمد حسين صراف كه نيم فرسخى خارج از شهر است چند نفر از اشرار و اوباش شرابخورى داشتهاند ، يك نفر از آنها ديگرى را زخم زده كسان مجروح عارض به حكومت شدند . به حكم حكومت شخص جارح را گرفته بالفعل حبس نمودهاند ، ولى فراشهاى حكومتى محض اخذ و عمل خود اشخاصى را كه در آن مجلس حاضر بوده و كسانى را كه در سامان آن مجلس بوده با تقصير و بىتقصير ، يك نفر يك نفر گرفته تنخواهى از هريك گرفته رها نمودهاند .
ديگر آنكه دو نفر سرباز از فوج گلپايگانى يكى از آنها ديگرى را زخم زده كه سرباز مجروح مشرف به موت است و سرباز جارح در مسجد نو بست نشسته است .
ديگر آنكه جناب صاحب ديوان يك دو روز است نوبه و تب مىكنند ، در مجلس حكومتى حاضر نمىشوند .
ديگر آنكه شترداران آباده بارى از تجار خارجه براى اصفهان گرفته درب دروازهء اصفهان انداخته بودند ، از جمله بيست وقر قماش از مال عاليجاهان مستر زكرى پال و كمپنى كه حاجى محمد مهدى وكيل عاليجاهان مشار اليهما حمل نموده بوده است ، يك عدل قماش آن را شب هنگام درب دروازهء اصفهان بسرقت برده بودند ، على الصباح حاجى محمد مهدى تاجر دهدشتى به وكالتخانهء دولت بهيهء قيصريهء انگليس اظهار داشته ، وكالتخانه هم بتوسط عاليجاه ميرزا محمد خان كارگزار امور خارجهء شيراز اظهار به حكومت نموده پيروى در تحصيل و بدست آوردن سارق و يك عدل قماش مسروقه نمودند ، پنج طاقه ناشور از يك عدل قماش را حضرات ده بزرگى ساكن خارج