تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
فتنه و فساد را گفته بود كه " عبد الحسين شغلش ترياك مالى است ، قريب سه من ترياك بتدريج از خانهء تجار دزديده و به اين شخص مقتول ميداده ، او هم به فروش ميرسانده ، سى تومانى ترياك براى عبد الحسين فروخته ، مطالبهء ده يك از عبد الحسين نموده ، به او پول نداده ، بواسطهء اين‌كه دزدى او را بروز ندهد مرتكب اين عمل شده است " . روز دوشنبه سيم ذيقعده جناب جلالت مآب صاحب ديوان از بيرونها به شيراز آمدند ، فورا عبد الحسين و ميرزا على سيد را به حضور بردند ، همين مقدمه را عارض شدند و مدعى يكديگر در حضور جناب جلالت مآب صاحب ديوان شده بودند بلاتامل حكم دادند به همان قسمى كه عبد الحسين سر مقتول آورده بود ميرغضب اول دو سه زخم به عبد الحسين زده بعد دماغ و دو لب او را بريده بعد از آن سر او را بريده‌اند و ميرزا على سيد را هم دست راستش را بريدند و رها كردند . از قراريكه ميگويند مشكل است او هم جان سالم كند . ديگر آنكه نواب و الا جلال الدوله هم روز سه‌شنبه چهارم ماه ذيقعده الحرام از بلوك سياخ مراجعت به شيراز كردند . ديگر آنكه عيال مرحوم محمد خان دشتى كه وارد شد جناب صاحب ديوان او را در اندرون خود خدمت نواب عليه احترام الدوله منزل ( دادند ) . ديگر آنكه هواى شيراز چند روز است خيلى گرم شده . ديگر آنكه جنس قدرى تسعير پيدا كرده خصوصا در صفحات گرمسير كه امساله غله مثل پارسال نشده . ديگر آنكه نواب و الا جلال الدوله بسبب گرمى هوا چند روزى است كه در باغ رشك بهشت ربع فرسخى خارج از شهر اقامت كرده‌اند . ديگر آنكه چندى قبل كه بعضى از طايفهء قشقايى اطراف اصفهان بدزدى رفته بودند و حضرت و الا ظل السلطان صد نفر سوار با سرهنگى مأمور كرده بودند كه برود پيش داراب خان سارقين را حكما بخواهد . داراب خان بعد از جستجوى زياد چند نفر از سارقين را كه از طايفهء كله‌زن بودند گرفته به دست سرهنگ داده مراجعت كرد . مجددا حضرت و الا اكتفا به آن چند نفر نكرده باز سوار زيادى فرستاده و مطالبهء باقى سارقين را كرده‌اند . از قرارى كه مذكور است داراب خان برادرزادهء خود را با چند نفر ديگر از سارقين كه بدست آورده بود به اصفهان فرستاده كه حضرت و الا حكم به احضار سوارها نمايند ، چنانچه قبول نشود يا خود به اصفهان برود يا سوارها را جواب كرده خود به صفحات فارس فرار نمايد . ديگر آنكه جناب صاحب ديوان محض آسودگى خود مجلس شورايى قرار دادند كه چند نفر از اعيان و بزرگان در آن مجلس هر روز حاضر بشوند هركس عرض و گفتگويى دارد به آنها اظهار و عرض نمايد ، بعد از رسيدگى و مشورت به عرض جناب معظم اليه برسانند ، هرچه جناب صاحب ديوان حكم آن فقره دادند از آن قرار رفتار نمايند . ديگر آنكه رئيس التجارى را از مقرب الخاقان محمد رضا خان قوام الملك گرفته‌اند و جناب صاحب ديوان قرار داده‌اند كه چند نفر از ريش‌سفيدان تجار هفته‌اى يك روز در منزل يكى از ريش‌سفيدان تجار بنشينند و مطالبى كه تجار دارند بگويند عريضه كنند به نظر جناب صاحب ديوان برسانند اگر حكمى لازم باشد نموده باشند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 224 | على اكبر سعيدى سيرجانى