حسين حساب فيما بين مشهدى عباس و حاجى محمد حسين صراف را تشخيص داده صورتحساب را بنويسند براى امين السلطان بفرستند چنانچه عرض مشهدى عباس حقيقت دارد مطالبهء تنخواه آن را بنمايد .
ديگر آنكه چند وقت قبل از اين پسر حاجى آقا جان فراشباشى مقرب الخاقان محمد رضا خان غلام سياهى را كشته بود و در اينجا مبلغى به جناب صاحب ديوان پيشكش داده و رفع و رجوع اين قتل را نموده ، همشيرهء غلام سياه رفته است به اصفهان به حضور حضرت و الا ظل السلطان عارض شده كه پسر حاجى آقا جان فراشباشى قوام الملك برادر مرا كشته خون او را پامال كرده است حضرت و الا ظل السلطان محصلى مخصوص فرستادهاند به شيراز كه به بعضى امور ديگر و در اين باب رسيدگى نمايد چنانچه حاجى آقا جان پيشكشى در اين باب به هركس داده تنخواه خود را پس بگيرد و مبلغى پول خون غلام سياه را آن محصل از حاجى آقا جان گرفته باشند .
ديگر آنكه رعاياى قلات و رعاياى گويمى بر سر آب با يكديگر نزاع كرده بودند ، طرفين به شيراز آمده رعاياى كويمى كه ملك اربابى محمد رضا خان قوام الملك ميباشند به معظم اليه عارض شده و رعاياى قلات به حضور حضرت صاحب ديوان عارض شدهاند . جناب صاحب ديوان محمد رضا خان قوام الملك با رعاياى گويمى را طلبيدند ، حكم نمودهاند كه محمد رضا خان قوام الملك طرفين را در مجلس استنطاق برده گفتگوى خود را كرده باشند حق با هركدام است حكم آن را جارى كرده باشند . محمد رضا خان قوام الملك از اينكه رجوع آنها را به مجلس استنطاق كردهاند بر وى گران آمده و انكار از رفتن در مجلس استنطاق را نموده است ، جناب صاحب ديوان تغير زيادى به محمد رضا خان قوام الملك كرده ، بعضيها كه در مجلس جناب صاحب ديوان حاضر بودند به ميل محمد رضا خان قوام الملك استدعا كردهاند كه بدون مشورت مجلس استنطاق حكم اين فقره را جناب عالى كرده باشيد . جناب صاحب ديوان هم حكم فيما بين رعاياى قلاتى و رعاياى گويمى را كردند كه هر قسم سابق بر اين طرفين آب ميبردهاند كماكان حال هم آب برده باشند .
ديگر آنكه محمد على ميرزاى سرتيپ فوج سيلاخور را حضرت و الا ظل السلطان به حكم تلگرافى معزول كرده احضار به اصفهان نمودند و فوج را به محمد رضا خان سرهنگ آن فوج سپردند ، معزى اليه هم حسب الحكم بچاپارى به اصفهان رفته است .
ديگر آنكه مقرب الخاقان محمد رضا خان قوام الملك با سى نفر غلام و سوار روز يكشنبه بيست و يكم ماه ذيحجه به سركشى املاك خود در مرودشت رفتند ، ولى باطنا بواسطهء تغير جناب صاحب ديوان به ايشان طفره رفته است .
ديگر آنكه شيخ حسين ناظم الشريعه كه يكى از علماى شيراز بود شب دوشنبه بيست و دويم شهر ذيحجه فوت شده ، او را در آستانهء امامزاده سيد علاء الدين حسين امانت گذاردند .
ديگر آنكه پنج شش نفر سوار از ايل عرب رفته در مشهد مرغاب دزدى نمايند ، يكى از سوارها را با گلوله زده كشتهاند ما بقى مراجعت كردهاند ، روزانهء ديگر قريب سيصد نفر سوار از طايفهء عرب كه دفاع كرده يك دفعه ريختهاند در مشهد مرغاب ، قريب يكصد و ده پانزده خانوار ساكنين آنجا را چپاول كرده اسباب و اموال و مال الدواب آنها را غارت كردند بقسمى كه مقنعه
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٢٨