ديگر آنكه حبيب الله خان پسر محمد رضا خان كه منصب بيگلربيگىگرى به او داده بودند از جانب نواب جلال الدوله خلعت به مشار اليه داده شد ، قوام الملك جميع اعيان و بزرگان و علما را وعده خواسته شيرينى و ناهار دادند .
ديگر آنكه حاجى آقا محمد كه يكى از علماى شيراز بود و مرشد سلسلهء شاه نعمت الهى بود به ناخوشى استسقاء فوت شد .
ديگر آنكه از طهران خبر رسيد نصير الدوله كه وزير تجار بود لقب آصف الدوله به مشار اليه داده شده حاكم و متولى باشىگرى مشهد مقدس را به مشار اليه دادهاند و هزار و پانصد تومان علاوه مواجب ركابى به او دادهاند و روانهء خراسان شدند .
ديگر آنكه مقرب الخاقان ميرزا حسين خان مؤتمن الملك از دلگشا روز شنبه هفدهم ماه شوال روانهء بندر ابو شهر شد .
ديگر آنكه جناب صاحب ديوان به جهت يك هفته رفتهاند به دلگشا ، در شهر مقرب الخاقان محمد رضا خان و ميرزا محمد رضاى مستوفى را معين كردند كه در منزل حكومتى بنشينند ، اين هفته آنها به عرض و داد مردم برسند .
ديگر آنكه شب هنگام در محلهء بياتها دو نفر پسر عمو كه يكى آن ديگرى را طالب و مايل بوده با هم نشسته شرب ميكردند ، شخص طالب ميخواسته با شخص مطلوب خود دستاندازى نمايد ، مانع از اين كار شده ، طالب ميگويد ميخواهى ترا بكشم ، با هم صحبت مىداشتند ، در اين اثنا مطلوب به خواب ميرود ، طالب با چاقو سر او را از قفا ميبرد ولى طورى بريده است كه نمرده حال جراح كار مىكند تا چه شود .
ديگر آنكه طلاب مدرسهء خان با كسبه نزاع مىكنند بر سر آب بردن از مدرسه ، طلاب خيلى لوطىگرى مىكنند ، جناب صاحب ديوان حكم كردند كه حكما كسبه از مدرسه آب ببرند ، مخارج مدرسه هرچه بشود با جناب صاحب ديوان باشد .
ديگر آنكه اغلب كارهاى حكومتى با همال ميگذرد و دزدى در شهر و بيرون شهر از اندازه تجاوز كرده ولى بىصداست چونكه تمام اجزاء از خود حكومت است صدايى بلند نمىشود .
ديگر آنكه نواب سيد محسن على خان كه از نوابهاى حيدرآباد دكن است از مكه به شيراز آمد و از شيراز به زيارت مشهد مقدس رفت ، در امامزاده اسماعيل سه منزلى شيراز كمربند طلايى از مشار اليه مفقود مىشود ، چون اين راه سپردهء حاجى نصر الله خان ايلبيگى سابق است از مستحفظين غرامت خواسته بود ، نواب نوشته داده كه كار مستحفظين نيست ، گمانم به دو نفر مكارى خودم ميرود و آنها همراه هستند در اصفهان با آنها گفتگو خواهم كرد .
ديگر آنكه چند نفر دزد در راه مهارلو چند الاغ سرقت مينمايند ، حكومت مطلع مىشود آدم مىفرستد الاغ و دزدها را گرفته مىآورند .
ديگر آنكه نواب جلال الدوله به جهت تغيير آب و هوا به سياخ رفتهاند ، يك ماه توقف در آنجاها خواهند كرد . جناب صاحب ديوان هم خيال دارند چند روزى خدمت نواب جلال الدوله
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٢٢