تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
جلال الدوله مأمور شده رفت كه اشرار آنها را گرفته بياورد . از قراريكه خبر رسيده است تماما فرار كرده‌اند و شاطر باشى از عقب آنها رفته كه بلكه آنها را بگيرد . ديگر آنكه يهودىهاى شيراز اول نزاعى با هم مىكنند بعد دو فرقه مىشوند ، دعواى حيدر و نعمتى با هم كردند ، سر و دستى از طرفين شكسته شد ، بعد ضابط آنها نگذارد از اين دعوا مداخل كلى از براى قوام الملك حاصل شود ، يهودىها اين اوقات خيلى بىترس و واهمه شده‌اند . ديگر آنكه فوج سيلاخور در عوض دو فوج خلج و بوزچلو كه ساخلو بودند وارد شده در پشت باغ نو چادر زده‌اند ، منتظرند كه آن دو فوج از شهر بيرون بروند آنها داخل شهر شوند . ديگر آنكه شب هنگام مجددا دزد از راه آب مىرود در باغ شيخ كه منزل عاليجاه پريس صاحب است ، مىخواسته اسب مشار اليه را ببرد ، يك نفر با كارد برهنه روى سر مهتر مىايستد كه اگر صدا كند او را بزند و يك نفر اسب را باز كرده كه ببرد ، اسب از راه آب بيرون نرفته ، اسب را رها كردند ، قليان نقرهء نارجيل مشار اليه را برداشته مىروند . پس از رفتن آنها مهتر صدا مىكند ، قراول تعاقب مىكند ، برمىگردند كه قراولها را بزنند ، قراولها هم فرار مىكنند . دزدها آسوده مىروند . از اينكه امساله اين حكومت هم مثل حكومت معتمد الملكى شده شكى نيست ، چند شب قبل كه الاغ از باغ شيخ بردند حكومت عقب نكرد حال مجددا آمدند . ديگر آنكه طايفهء باصرى با طايفهء شش بلوكى قشقايى با هم نزاع كرده بودند ، از طرفين چند نفر زخمى شده ، احمد خان كه كيخاه و كدخداى شش بلوكى است به حكومت عريضه كرده كه " اگر بخواهيد طايفهء باصرى را بر ما ترجيح بدهيد از فارس كوچ كرده به سمت كرمان خواهيم رفت " . حكومت هم متغير شده حكم كرده كه هرجا مىخواهد برود به بدترين خفت او را برمىگردانند . ديگر آنكه دزدى كه در بلوك بيضا واقع شده اتفاق افتاده بود دو سه نفر از سارقين را بدست آورده به شيراز آوردند ، محبوس هستند تا بعد از رمضان حكمى در حق آنها بشود . ديگر آنكه شهر و اطراف و بيرونها دزدى زياد مىشود ، مثل اينكه قريب به باغ عفيف‌آباد قوام الملك چند سوار آمده بودند الاغهاييكه در صحرا مىچريدند ببرند كه فرياد مىكنند از كوشك قوام الملك آدم بيرون مىآيد ، سوارها فرار مىكنند . ديگر آنكه فوج گلپايگانى را مأمور فارس كرده‌اند ، اين دو روزه وارد شيراز مىشود كه اين سه فوجى كه مأمور فارس بودند هر سه مرخص باشند و بجاى اين سه فوج اين دو فوج كه تازه وارد شده‌اند ساخلو باشند . ديگر آنكه اسب‌فروشان تا به حال پانصد راس اسب خريده و موجود دارند ، احتمال مىرود كه تا دويست راس ديگر هم موجود شود ، اسب خيلى كم و گران قيمت است . ديگر آنكه آخوند ملا محمد حسين محلاتى كه يكى از علماى شيراز است از در قهوه‌خانه عبور مىكرده صداى نى بلند مىشود ، آدم مىفرستند نىچى را مىگيرند ، نى مشار اليه را مىشكنند ، چند نفر به حمايت نىچى بيرون مىآيند آدم آخوند را زياد مىزنند ، آخوند به حكومت اظهار مىكند ، حكومت هم تفحص مىنمايد آن اشخاص ضارب را مىآورند ، وقتى كه معين مىشود سرباز