تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
ديگر آنكه يك نفر صاحب‌منصب جهاز دولت بهيهء قيصريهء انگليس از بوشهر به شيراز آمده كه به فرنگستان برود . ديگر آنكه از اين سه فوجى كه ساخلو فارس بودند دو فوجش احضار به طهران شده و مرخص هستند ، حال در تدارك رفتن هستند . ديگر آنكه همراه مقرب الخاقان ميرزا حسين خان از جانب حضرت و الا ظل السلطان خلعت به جهت نواب جلال الدوله و خلعت به جهت جناب صاحب ديوان و براى مقرب الخاقان حاجى نصير الملك و محمد رضا خان قوام الملك التفات شده ، روز ورود ميرزا حسين خان استقبال خلعت كردند ، در بالاى قرآن خلعت پوشيده به شهر آمدند ، سلام نشسته شليك توپ كردند . ديگر آنكه لقب جنابى و منصب امير تومانى كه قرار بود به محمد رضا خان قوام الملك داده شود جناب اجل اكرم آقاى مستوفى الممالك ممضى نكرده‌اند ، جواب داده‌اند كه هنوز لياقت اين منصب و التفات را ندارد . لقب جنابى را به حاجى نصير الملك داده‌اند . هر وقت محمد رضا خان خدمتى كرد كه لياقت امير تومانى پيدا كند آنوقت دولت خواهد داد . ديگر آنكه چند نفر از سربازهاى فوج خلج در كوچه زنى را خواسته بكشند ببرند ، اهل شهر اجماع كرده با سربازها نزاع مىكنند ، از اهل شهر چند نفر زخم مىخورند ، به حكومت عارض مىشوند . حكومت هم سربازها را در ميدان توپخانه تازيانهء زيادى مىزنند و اهل شهر را استمالت كرده روانه مىنمايند . ديگر آنكه در باغ شيخ كه منزل عاليجاه پريس صاحب رئيس تلگرافخانهء شيراز است شب هنگام از راه آب كه عميق بوده سه الاغ از مال قراولهاى آنجا و خود مشار اليه را سرقت مىنمايند ، به حكومت اظهار شده ، در تجسس بدست آوردن الاغها و سارق هستند . ديگر آنكه يك نفر طفلى را به زور خواسته كه بىسيرت نمايد ، به حكومت عارض شده‌اند ، حكومت آن شخص را گرفته تنبيه زيادى كرده و گوشش را بريدند . مورخهء روز يكشنبه بيست و هفتم ماه شعبان 1301 مطابق بيست و دويم ماه جون مسيحى 1884

از 28 شعبان 1301 مطابق 23 جون 1884

از قرار تلگراف جناب اجل اكرم آقاى مستوفى الممالك صدر اعظم ايران شده و به همين لقب اسم خود را در تلگراف رقم مىنمايند . ديگر آنكه بلوك قير و كازرين را به نواب نوذر ميرزا واگذار نموده‌اند ، حال مشغول تدارك رفتن است كه بعد از رمضان برود . ديگر آنكه حاجى محمد صادق تاجر اصفهانى از حاجى نصر الله خان ايلبيگى سابق قشقايى مبلغ شش هفت هزار تومان مطالبهء طلب مىنمايد و حاجى نصر الله خان از قرار مذكور اين مبلغ را در حكومت مرحوم حاجى ظهير الدوله در عوض باقى مرحوم سهراب خان قشقايى داده ، حال كه داراب خان برادرش ايلبيگى قشقايى است از او مطالبه نمىنمايد ، حكومت حكما از حاجى نصر الله خان مطالبه مىنمايد و متصل اذيت به مشار اليه مىكند .