به تلگرافخانه مىفرستد كه تلگراف به حضرت و الا ظل السلطان نمايد . جناب صاحب ديوان مطلع مىشوند ، ميفرستند كه تلگراف نكنيد ، اگر سرباز فوت شده من قاتل آن سرباز را مقتول مىسازم . هنوز سرباز نمرده است . اين اوقات خيلى اغتشاش در بيرونها و شهر بهم رسيده .
ديگر آنكه جناب صاحب ديوان به جهت اينكه سربازهاى خلج چنين بىاحترامى نسبت به پيشخدمت معظم اليه كردهاند حكم مرخصى فوج را دادهاند كه بروند . در تدارك رفتن مىباشند .
ديگر آنكه سليمان خان جهرمى را حاكم كازرون كرده ، خلعت پوشيده اين دو روزه روانهء كازرون خواهد شد .
ديگر آنكه دو سه نفر مأمور از حكومت به جهت امرى به بيرونها ميرفتند ، به ده شريعتمدار شيخ الاسلام مىرسند ، از آنها بلد و تفنگچى خواسته ، اهل ده مأمورين حكومت را جواب كرده بلكه آنها را زده بودند . مأمورين تفصيل را خدمت حكومت عرض مينمايند . حكومت چندين نفر ميفرستد كدخدا و ريشسفيدان ده شيخ الاسلام را گرفته به شيراز مىآورند . سه نفر از آنها را گوش بريدند ، ما بقى را چوب زيادى زده حبس كردهاند . خيلى اموال از آن ده به غارت بردهاند .
ديگر آنكه ايلخانى و ايلبيگى به قدر هشت نه هزار تومان باقى قشقايى را داشتند ، دو هزار تومان باقى محلى را دارابخان ايلبيگى جديد قبول كرده ، پنج هزار تومان هم ايلخانى و ايلبيگى عتيق دادند . گويا حرف دو هزار تومان باقى ديگر حكومت به آنها دارد ، آنها هم در مقابل حرف خرج زياد دارند .
ديگر آنكه سليمان خان جهرمى كه حاكم كازرون شده اهل كازرون هنوز به حكومت او راضى نيستند ، در مسجد نو بست رفتند . حكومت فرستاده آنها را استمالت كرده بيرون آورده است ، ولى عمل آنها با حاجى آقا باباى كلانتر سابق كازرون هنوز ختم نشده ، در ديوانخانه هر روزه معارضه ( مىكنند ) . از قرار معلوم هرچه حاجى آقا بابا اجحاف و تعدى به اهالى كازرون كرده همه را به حكومت و اتباع حكومت داده است ، الحال زبان حكومت در رسيدگى به عرض رعاياى كازرون لال است . چنين مذكور است كه ماهى دو هزار تومان علاوه بر ماليات كازرون تعارف و پيشكش از حاجى آقا بابا ميگرفتند . خيلى از رعاياى كازرون متفرق به بلوكات شدهاند . حال هم تمسك كه از سليمان خان گرفتهاند با تعارف و پيشكش قريب سى هزار تومان مىشود ، سواى مخارج حكومتى و حق الحكومهء خود كه علاوه بر اين خواهد شد . در حكومت نواب و الا معتمد الدوله با پيشكش و فروعات در سه سال به شانزده هزار تومان رسيده بود . الحق كازرون گنجايش آنقدر ماليات را ندارد . منحصر به كازرون تنها نيست ، پارساله و امساله تمام قضيهجات فارس بدين منوال ميباشند ، خصوصا امسال كه بر هرجا توانستهاند علاوه از پارسال تمسك گرفتهاند .
ديگر آنكه عمل شهرى و غيره به جهت عارضين به كلى پيشرفت نمىكند ، هم حيران و سرگردان هستند . حكومتى كه به امر رعاياى بيچاره رسيدگى نمايند و رفع ظلم از مظلوم كنند ، بجز اخذ وجه خيالى ندارند .
ديگر آنكه جناب صاحب ديوان فوج خلج را كه اذن مرخصى داده بودند ، سرهنگ ايشان
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٩٢