تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
صاحب ديوان از قوام الملك جويا مىشود ، مشار اليه هم ميگويد چيزى به من نرسيده . معلوم مىشود كه ميرزا عبد الله تمسك به اسم ايشان گرفته و اخذ پول را هم كرده ولى به ايشان نداده است . حال جناب صاحب ديوان حكم كرده كه مأخوذى او را برسند ، هرچه از هرجا گرفته از ميرزا عبد الله بگيرند . چنين مذكور است كه بيست هزار تومان مجانا مىدهد كه مأخوذى او را نكشند . ديگر آنكه نواب جلال الدوله عريضه به حضرت و الا ظل السلطان محرمانه نوشته است كه نه من حاكمم و نه صاحبديوان ، حاكم قوام الملك و ميرزا عبد الله ميرزاى او كه الحال وزير ماليات فارس است ، يك دينار از هيچ بابت نه عايد من مىشود و نه عايد صاحب ديوان و عمله‌جات ماها تماما گرسنه هستند . حضرت و الا ظل السلطان دستخطى به قوام الملك و جناب صاحب ديوان نوشته‌اند كه الحال قوام الملك نهايت اضطراب را از اين دستخط دارند ولى مضمون اين دستخط تاكنون افشا نشده . ديگر آنكه در قهوه‌خانهء محمد رضا خان بيگلربيگى طايفهء نگهدارى كه نوكران جناب قوام الملك هستند با طايفهء ده بزرگى با هم نزاع كردند ، از طرفين چند نفر زخمى شدند ، چون از بستگان خودشان هستند سرپوشيده رفع گفتگوى طرفين را كردند . ديگر آنكه از ميرزا عبد الله مبلغى مستورا گرفتند ، حال از خانهء خود بيرون مىآيد ولى هنوز در مجلس حكومتى حاضر نشده . ديگر آنكه عداوت ميانهء جناب صاحب ديوان و قوام الملك به اشتداد رسيده ولى از جانب جناب صاحب ديوان تحمل مىشود ، هنوز برملا و پرده‌درى نشده است . محمد رضا خان بيگلربيگى هم در اين ميانه تاخت به خلق بيچاره آورده جريمه و ترجمان به هر سياق كه بشود از مردم مىگيرد . ديگر آنكه سليمان خان جهرمى را كه حاكم كازرون كرده بودند گويا مشار اليه را روانه نكنند ، گفتگوى نواب نوذر ميرزا در ميان است . ديگر آنكه حاجى نصر الله خان ايلبيگى سابق رفت به سرحد به سر املاك خود و ابوابجمعى كه هر ساله داشت . مورخهء روز دوشنبه بيست و چهارم ماه رمضان سنهء سنهء 1300 مطابق سىام ماه جولاى 1883 .

از 25 رمضان 1300 مطابق 31 جولاى 1883

شيخ ابراهيم پسر شيخ مذكور خان را فتح على خان جراشى حاكم لار گرفته به شيراز آورد حكومت او را با نايب ابراهيم كه ضابط گله‌دار شده فرستادند كه در آنجا محبوسا مشار اليه را نگاه دارند . ديگر آنكه همشيره‌زادهء امير قاين بعزم مكهء معظمه به شيراز آمده كه از راه بوشهر به مكه مشرف شود ، حال در باغ نو منزل دارد . ديگر آنكه شاگرد طباخى در كوچه به يك نفر صاحبمنصب تلگرافخانهء انگليس بىاحترامى كرده ، حكومت او را در ميدان توپخانه درب تلگرافخانه تنبيه كامل در حضور صاحبمنصبان نمودند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 194 | على اكبر سعيدى سيرجانى