ديگر آنكه جناب صاحب ديوان دو روز بعزم ملاقات نواب جلال الدوله كه در قصر قمشه چهار فرسخى شيراز تشريف دارند ميروند و بعد خيال يك ماه گردش بلوك دارند .
ديگر آنكه در نگارستان بيضا كه هشت فرسنگى شيراز است چهار نفر سوار قشقايى به قدر چهل پنجاه الاغ را كه در صحرا چرا ميكردند جلو كرده مىبرند كه اهل ده مطلع ميشوند ، جمعيت كرده عقب سوارها مىروند ، به آنها مىرسند ، شليك تفنگ به سوار مىكنند ، چهار نفر سوار فورا كشته ميشوند . الاغها را برداشته كه مراجعت نمايند ، سى نفر سوار بحمايت آن چهار نفر سوار از كمينگاه بيرون مىآيند و با جمعيت نگارستانى جنگ ميكنند ، دو سه نفر از نگارستانى مقتول مىشود و چند اسب از آن سى نفر سوار گلوله مىخورد . آن سوارها كشتهء آن چهار نفر سوار را از اهل ده گرفته ميروند ، تفنگ و يراقى و اسبى كه از آن چهار سوار مقتول بدست اهل نگارستانى مىافتد با كشتههاى خود به شيراز مىآورند و به حكومت عارض ميشوند . حكومت حكم سختى به دارابخان ايلبيگى مىنويسند و اسباب و اسب سوارها را هم به جهت مشار اليه مىفرستند و حكما سارقين را خواستهاند . حال كه معلوم شده از طايفهء گلهزن قشقايى مىباشند و از قرار مذكور پنج نفر از آن سوارها را دارابخان گرفته است .
ديگر آنكه قافلهاى از حاج از عراق به سمت شيراز مىآمدند و در آن قافله چند نفر هندى بوده ، در پوزه سياه كه قريب به دهبيد است آن قافله را سارقين غارت ميكنند ، خيلى از اهل حاج را زخمى و مجروح مينمايند . خود اهل قافله بصعوبت زياد به شيراز مىرسند ، به حكومت عارض ميشوند . محصل مخصوص معين شده كه به جهت گرفتن سارقين و غرامت تنخواه حاج برود .
ديگر آنكه چندى قبل كه ميرآخور ايلخانى قشقايى را با يك نفر نوكر ديگرش كه به جهت دزدى و آدم كشتن گرفته محبوس كرده بودند حكومت خواست آنها را بكشد ، بتوسط بعضى از كشتن آنها گذشتند ولى التزام گرفتهاند كه سارقين و قاتلين را گرفته بياورند .
ديگر آنكه يك نفر كوهمرهاى كه قبل از اين آدم كشته بود در ميدان سرش را بريدند . ديگر آنكه يك نفر سارق را دست بريده مهار كردند در بازار گردانيدند .
ديگر آنكه حكومت بواسطهء دزدى و قتلى كه قبل از اين از عملهء ايلخانى بظهور رسيده بود و هر چه بطور خوشى مقصرين را از ايلخانى خواسته بودند نداده بود ، حكومت ايلخانى را در منزل فراشباشى نواب جلال الدوله حبس كرده تا مقصرين را بدهد مرخص شود و ميرآخور مشار اليه را چوب زيادى زدهاند كه مشرف به موت است . على قليخان قشقايى التزام سپرده كه برود مقصرين را كه ايلخانى نمىدهد همه را گرفته به شيراز بياورد . حال ميانهء خوانين قشقايى كمال عداوتست .
ديگر آنكه ايلخانى را از خانهء فراشباشى در كلاه فرنگى آورده حبس كرده قراول اطرافش گذاردهاند .
ديگر آنكه دزدى و قتلى كه در بيضا واقع شده بود سوارهاى جناب قوام الملك دزد را پيدا كرده گرفته اين دو روزه وارد شيراز مىكنند . ديگر آنكه آدمهاى ايلخانى كه آدم كشته بودند و دزدى كرده بودند خودشان آمدهاند سر طويلهء جناب قوام الملك بست نشستهاند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٩٥