سيصد تومان پيشكش كرده سه ماهه اذن توقف گرفتند .
ديگر آنكه دو نفر در روز رمضان شراب خورده بودند ، مست در بازار و كوچه آمده . حكومت آنها را گرفته چوب زيادى زده مهار كرده در كوچه و بازار گردانيدند .
ديگر آنكه از جانب دارابخان سوار و جمعيت مأمور شده كه برود تفرقهء ايل قشقايى را كه دور ايلخانى است كوچانيده بياورند ، دعوا مىنمايند ، يك دو نفر از طرفين زخمى مىشوند .
ديگر آنكه محمد رضا خان بيگلربيگى از جانب حكومت مأمور شد كه با دارابخان و ايلخانى بروند تا پنج فرسخى شيراز ، تفرقه ايل قشقايى را هرچه نزد ايل خانى است سواى يكصد و پنجاه نفر عمله كه مأمور بوده به ايلخانى داده ما بقى را به دارابخان بسپارد .
ديگر آنكه عاليجاه پريس صاحب رئيس تلگرافخانهء شيراز به جهت بعضى كارها مرخصى دو ماهه گرفت به طهران رفت .
ديگر آنكه هواى شيراز اين اوقات گرم شده كه مدت زمانى بود چنين گرمايى در شيراز نشده بود . تمام شب و روز ابر زياد در آسمان است و هوا على الاتصال غبار آلود است ، كمكم باز ناخوشى تب و نوبه شيوعى دارد .
ديگر آنكه نواب جلال الدوله بواسطهء گرمى هوا به پس كوهك كه هشت فرسخى شيراز است به جهت چند روزى توقف رفتهاند .
ديگر آنكه مقربى الخاقان محمد رضا خان بيگلربيگى و ايلخانى و داربخان ايلبيگى قشقايى كه به جهت تفرقه و عمل ايلخانى رفته بودند تقسيم نمايند ، يكصد و پنجاه خانوار عمله به ايلخانى دادند و ما بقى خانوار قشقايى را كه به قدر سيصد خانوار بود كوچانيده داخل ايل قشقايى نمودند ، به قدر پانصد تومانى از طرفين به محمد رضا خان تعارف دادند .
ديگر آنكه جناب قوام الملك حكم كرد كه تمام قهوهخانههاى شهر شب بسته شود سواى قهوهخانهء جناب صاحب ديوان كه جديد الاحداث است . محمد رضا خان بيگلربيگى چون خودش و بستگانش چند قهوهخانه داشتند از اين حكم متغير شده مشار اليه هم حكم كرد كه هر كس داخل قهوهخانهء جناب صاحب ديوان مىشود هنگام مراجعت همه را بگيرند . داروغه و فراشباشى خود را با چندين فراش فرستاد قريب به قهوهخانهء جناب صاحب ديوان نشستند ، اشخاصى را كه از قهوهخانه بيرون آمده به خانه ميرفتند ساعت پنج از شب به قدر صد نفرى گرفته بردند به خانهء محمد رضا خان ، تمام را چوب زيادى زده و قلق گرفته مرخص كردند .
جناب صاحب ديوان اين فقره را كه شنيد حكم كرد تا قهوهخانهء خود را بستند ، ولى محمد رضا خان هفتاد هشتاد تومان از قهوهخانهء سايرين گرفته حكم كرد كه قهوهخانهها را باز كنند .
ديگر آنكه ميرزا عبد الله كه وزير ماليات فارس بود حكم كردهاند كه در خانه بنشيند ، فراش و قراول در خانهء او نشستهاند كه نه كسى به خانهء او برود و نه كسى بيرون بيايد . از قرار مذكور حاجى آقا باباى كلانتر كازرون عارض شده كه " هرچه اهالى كازرون بر من ادعا مىكنند راست مىگويند ، گرفتهام ولى بتوسط ميرزا عبد الله به جناب صاحب ديوان و جناب قوام الملك دادهام " . جناب
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٩٣