تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
ديگر آنكه در تنگ‌بيضا كه هشت فرسخى شيراز است عملهء ايلخانى قشقايى شب هنگام بر سر قافله‌اى ريخته يك نفر از اهل قافله را مقتول نموده قافله را غارت كرده‌اند . اين خبر به حكومت رسيد ، سارقين را حكما از ايلخانى با قاتل خواسته‌اند . ميراخور مشار اليه با برادرش را گرفته محبوس كرده‌اند ، سوار از حكومت رفته است در ايلخانى كه سارقين را با قاتل گرفته بياورد . ديگر آنكه چند نفر از طايفهء بيات در بيرونها رفته كه اسب بخرند ، از عمله‌جات ايلخانى آنها را برهنه و تنخواه نقدينه‌اى كه معادل يكصد و شصت تومان بوده از آنها سرقت كرده‌اند . حكومت فراشباشى نواب جلال الدوله را با يك دههء فراش مأمور كردند كه بروند در خانهء ايلخانى نشسته و تنخواه را بگيرند . مأمورين هم حسب الحكم رفتار كردند ، تنخواه را از ايلخانى گرفته به مسروقين مسترد ساختند . ديگر آنكه ايلخانى با داراب خان در خانهء ميرزا اسد الله پسر حاجى معدل مجلس منعقد كرده بودند كه با هم هم قسم شوند و منبعد با هم خصومتى نداشته باشند . حاجى نصر الله خان ايلبيگى از اين فقره مطلع مىشود ، فورا به جناب قوام الملك اطلاع مىدهد . جناب قوام الملك به جناب صاحب ديوان عرض مىكند . ايشان مىفرستند ميرزا اسد الله را در مجلس حكومت حاضر كرده انواع بىاحترامى را به مشار اليه مىنمايند ، الحال حكم كرده‌اند كه از خانهء خود بيرون نيايد . ديگر آنكه از حضرت و الا ظل السلطان حكمى به جهت جناب صاحب ديوان رسيده كه ايل قشقايى را طايفه به طايفه كيخايى معين نمايند و تمسك از آن كيخا بگيرند ، عمل به جزء بنمايند ، ايلخانى و ايلبيگى لازم نداشته باشد . ديگر آنكه سوارهاى بهارلو كه به جهت نظم فارس از پارسال تا به حال گرفته‌اند در بيرون دروازه سعدى منزل دارند ، هر شب به سبيل استمرار مىآيند در شهر دزدى و خانه‌برى كرده مراجعت مىنمايند . چند شب قبل به خانه‌اى رفته بودند ، زن صاحبخانه بيدار مىشود صدا مىكند ، زخمى به بازوى او زده فرار مىكنند ، تعاقب آنها كرده داخل به اردوى خود مىشوند . به جناب قوام الملك عارض شدند ، حمايت صرف از سوارها مىنمايد . از هر جهت خيلى عرصه بر خلق تنگ شده . ديگر آنكه حاجى آقا بابا كلانتر كازرون يك نفر را در كازرون چوب زيادى زده و حبس كرده ، شب در محبس فوت مىشود . اهل كازرون تماما بلوا كرده در تلگرافخانهء كازرون و در مساجد بست نشسته بودند و تلگراف شكايت از مشار اليه به حكومت كرده بودند . حكومت حكمى به احضار حاجى آقا بابا دادند و بعضى از ريش‌سفيدان كازرون را هم به شيراز خواسته‌اند كه غوررسى نمايند . ولى حاجى آقا بابا چندان تقصيرى ندارد چونكه از ماليات معمولى هر ساله دو مقابل سند از او گرفته‌اند ، لابد است مردم را غارت كند تا بتواند عمل خود را صاف نمايد . از قرار مذكور علاوه بر ماليات معمولى هر ساله اصلا فرعا قريب ده دوازده هزار تومان تعارف از مشار اليه گرفته و ميگيرند . ديگر آنكه ايل قشقايى را به دارابخان دادند و مشار اليه را ايلبيگى قشقايى نمودند ، طايفهء شش بلوكى از قشقايى از دارابخان موضوع شد و التزام داده كه بعضى از ريش‌سفيدان