ديگر آنكه در تنگبيضا كه هشت فرسخى شيراز است عملهء ايلخانى قشقايى شب هنگام بر سر قافلهاى ريخته يك نفر از اهل قافله را مقتول نموده قافله را غارت كردهاند . اين خبر به حكومت رسيد ، سارقين را حكما از ايلخانى با قاتل خواستهاند . ميراخور مشار اليه با برادرش را گرفته محبوس كردهاند ، سوار از حكومت رفته است در ايلخانى كه سارقين را با قاتل گرفته بياورد .
ديگر آنكه چند نفر از طايفهء بيات در بيرونها رفته كه اسب بخرند ، از عملهجات ايلخانى آنها را برهنه و تنخواه نقدينهاى كه معادل يكصد و شصت تومان بوده از آنها سرقت كردهاند . حكومت فراشباشى نواب جلال الدوله را با يك دههء فراش مأمور كردند كه بروند در خانهء ايلخانى نشسته و تنخواه را بگيرند . مأمورين هم حسب الحكم رفتار كردند ، تنخواه را از ايلخانى گرفته به مسروقين مسترد ساختند .
ديگر آنكه ايلخانى با داراب خان در خانهء ميرزا اسد الله پسر حاجى معدل مجلس منعقد كرده بودند كه با هم هم قسم شوند و منبعد با هم خصومتى نداشته باشند . حاجى نصر الله خان ايلبيگى از اين فقره مطلع مىشود ، فورا به جناب قوام الملك اطلاع مىدهد . جناب قوام الملك به جناب صاحب ديوان عرض مىكند . ايشان مىفرستند ميرزا اسد الله را در مجلس حكومت حاضر كرده انواع بىاحترامى را به مشار اليه مىنمايند ، الحال حكم كردهاند كه از خانهء خود بيرون نيايد .
ديگر آنكه از حضرت و الا ظل السلطان حكمى به جهت جناب صاحب ديوان رسيده كه ايل قشقايى را طايفه به طايفه كيخايى معين نمايند و تمسك از آن كيخا بگيرند ، عمل به جزء بنمايند ، ايلخانى و ايلبيگى لازم نداشته باشد .
ديگر آنكه سوارهاى بهارلو كه به جهت نظم فارس از پارسال تا به حال گرفتهاند در بيرون دروازه سعدى منزل دارند ، هر شب به سبيل استمرار مىآيند در شهر دزدى و خانهبرى كرده مراجعت مىنمايند . چند شب قبل به خانهاى رفته بودند ، زن صاحبخانه بيدار مىشود صدا مىكند ، زخمى به بازوى او زده فرار مىكنند ، تعاقب آنها كرده داخل به اردوى خود مىشوند .
به جناب قوام الملك عارض شدند ، حمايت صرف از سوارها مىنمايد . از هر جهت خيلى عرصه بر خلق تنگ شده .
ديگر آنكه حاجى آقا بابا كلانتر كازرون يك نفر را در كازرون چوب زيادى زده و حبس كرده ، شب در محبس فوت مىشود . اهل كازرون تماما بلوا كرده در تلگرافخانهء كازرون و در مساجد بست نشسته بودند و تلگراف شكايت از مشار اليه به حكومت كرده بودند . حكومت حكمى به احضار حاجى آقا بابا دادند و بعضى از ريشسفيدان كازرون را هم به شيراز خواستهاند كه غوررسى نمايند . ولى حاجى آقا بابا چندان تقصيرى ندارد چونكه از ماليات معمولى هر ساله دو مقابل سند از او گرفتهاند ، لابد است مردم را غارت كند تا بتواند عمل خود را صاف نمايد . از قرار مذكور علاوه بر ماليات معمولى هر ساله اصلا فرعا قريب ده دوازده هزار تومان تعارف از مشار اليه گرفته و ميگيرند .
ديگر آنكه ايل قشقايى را به دارابخان دادند و مشار اليه را ايلبيگى قشقايى نمودند ، طايفهء شش بلوكى از قشقايى از دارابخان موضوع شد و التزام داده كه بعضى از ريشسفيدان
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٩٠