تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
ديگر آنكه حكم به حاجى نصر الله خان ايلبيگى قشقايى شد كه عقب طايفهء كشكولى و دره‌شولى نرود ، جناب قوام الملك التزام سپرده كه خسرو خان ممسنى را كه مقصر است و در طايفهء كشكولى رفته به شهر بياورند با مقصرين طايفهء كشكولى . ديگر آنكه پسر شريعتمدار آقا ميرزا محمد على مجتهد در كوچه و بازار مست كرده بود ، او را گرفتند به خانهء جناب مشير الملك بردند كه از پدرش پوشيده بماند ، پدرش شنيد مىخواست كه هم خودش و هم پسرش را بكشد ، جمعى كه حاضر بودند نگذاردند . حال پسره را زده و از خانه بيرون كرده است . ديگر آنكه بعضى از اهل جهرم را كه بدون جهت سليمان خان حاكم جهرم مقصر كرده بود جناب قوام الملك چند سوار بهارلو فرستاد آنها را گرفته به شيراز آوردند ، پانصد تومان ترجمان از آنها گرفته مرخص نمود . ديگر آنكه احمد خان ياور قورخانهء فارس كه به گرفتن خسرو خان ممسنى رفته بود ، در مجلس شريف خان ممسنى خسرو خان با احمد خان گفتگوشان مىشود ، خسرو خان گلوله به احمد خان مىزند ولى به تن مشار اليه نمىخورد ، توپچيان كه همراه مشار اليه بوده‌اند همه را مىزنند ، خسرو خان فرار كرده در ايل كشكولى رفته است . حال از شيراز جناب قوام الملك سوار و جمعيت از اطراف فرستاده كه خسرو خان را دستگير كرده به شهر بياورند . ديگر آنكه نايب ابراهيم نايب فراشخانهء نواب جلال الدوله به جهت گرفتن قسط پس افتادهء ايلخانى مأمور شده رفت كه قسط قشقايى را گرفته بياورد ، در چادر حاجى نصر الله خان ايلبيگى با ميرآخور ايلخانى نزاع مىكنند ، ميرآخور دست به كارد كرده كه نايب ابراهم را بزند ، حاجى نصر الله خان مانع مىشود . نايب ابراهيم از آنجا سوار شده رفته است نزد ايلخانى . حكومت از اين فقره بسيار متغير است . مورخهء روز يكشنبه هفدهم ماه ربيع الثانى سنه 1300 مطابق بيست و پنجم فبرورى 1883 .

از 18 ربيع الثانى 1300 مطابق 26 فبرورى 1883

حاجى ميرزا حسن تاجر پسر حاجى محمد تقى ترك به جهت ميراث حاجى على محمد ده بزرگى پسر حاجى على محمد را در خانهء خود مهمان كرده بود بعنوان مهمانى يكماهى آن پسر را نگاه داشته بعد او را مسموم ساخته . پسره فوت مىشود . جناب قوام الملك حاجى ميرزا حسن را مىگيرد نگاه مىدارد و خانه و حجرهء مشار اليه را مهر مىنمايد . بعد از دو سه روز ضامن داده از حبس بيرون آمده كه با ورثهء پسر حاجى على محمد در خانهء شرع به مرافعه برود . ديگر آنكه جناب قوام الملك باطنا كاغذ به طوايف قشقايى نوشته است كه مأذون نيستيد پول ماليات به ايلخانى و ايلبيگى بدهيد و پيش آنها برويد . و ظاهرا محصل سخت روانه كرده كه باقى قشقايى را از مشار اليهما بگيرد . همان كاغذها به عين به دست ايلبيگى افتاده است . آنها هم خيال دارند آن كاغذها را برداشته بروند خدمت حضرت و الا ظل السلطان . قوام الملك از اين