كار عاملهاى هرجا را دادهاند بعد از چند روز همه به محل حكومت خود خواهند رفت . عاليجاهان كپيتن ، ييت و يفتنت ييت به شيراز آمدهاند دو روز توقف كردهاند بچاپارى به طرف طهران رفتهاند .
ديگر آنكه محمد تقى خان نام كه به جهت كارگزارى شيراز مأمور شده بود وارد شيراز شد .
ديگر آنكه دو روزى ميانهء جناب صاحبديوان و مقرب الخاقان قوام الملك از بابت تعيين ضباط و عمال كدورتى پيدا شد ، بعد باز اصلاح شد .
ديگر آنكه جناب صاحبديوان نيابت خود را به مقرب الخاقان قوام الملك واگذار كردند و الان هركارى مىشود به صحهء مشار ليه است . ديگر آنكه محمد خان دشتى كه فوت شده جناب صاحبديوان آدمى فرستادهاند نزد جمال خان پسر حيدر خان و جمال خان پسر حسين خان دشتى كه ايشان را بياورد به شيراز كه قرارومدار عمل دشتى را بگذارند .
ديگر آنكه مقرب الخاقان دارابخان ايلبيگى كه با مقرب الخاقان بيان الملك منشى باشى جناب صاحبديوان به اصفهان رفته بودند وارد شيراز گرديدند . از قرار مذكور طايفهء قشقايى را گويا به دارابخان بدهند . ديگر آنكه مقرب الخاقان نصير الملك روز بيست و هفتم شهر حال به جهت حكومت بهبهان خواهد رفت . ديگر آنكه گمرك شيراز و بندر ابو شهر را حاجى ابراهيم مباشر گمرك در هشتاد و چهار هزار تومان اجاره كرده و الحال با مشار اليه است . ديگر آنكه عاليجاه ميرزا عباس خان سرتيپ را خيال دارند حاكم گلهدار كنند .
ديگر آنكه حكومت دو نفر دزد را پى بريدند و يك نفر دزد ديگر كه زياد مقصر نبود چوب زياد زده مهار كرده در شهر گردانيدند . ديگر آنكه قاتل آبدار عاليجاه محمد ابراهيم خان گماشتهء نواب احتشام الدوله را تا دويست تومان خونبست دادند ، اقوام مقتول راضى نشده قاتل را سر بريدند .
ديگر آنكه چند نفر از عملهجات دارابخان شب هنگام در يك ميدانى شهر مىرسند ، چون ديروقت بوده داخل شهر نميشوند در همانجا توقف ميكنند ، از كوشكى مىآيند اسباب آنها را از قبيل تفنگ و پول نقد مىبرند .
ديگر آنكه ايلات قشقايى را به مقرب الخاقان ايل خانى و مقرب الخاقان حاجى نصر الله خان سرتيپ قشقايى واگذار كردند ، هر دو خلعت هم پوشيدند .
از 3 شعبان تا 4 رمضان 1298
دو نفر يكى شيرازى و ديگرى اصفهانى نوكر ناظر جناب صاحبديوان با يكديگر مىروند درب دكان شمشيرساز ، كاردى بخرند . شخص شيرازى كاردى برداشته نشان به شخص اصفهانى مىدهد كه تميز خوب و بد آن را بدهد . آن شخص اصفهانى ميگويد ميخواهى ببينى چگونه كارد به آدم ميزنند ، فورا بدون سبب و جهت كارد را ميكشد مىزند به گردن شخص شيرازى . اين خبر به عرض جناب صاحبديوان مىرسد ، همان دم حكم به قتل قاتل كه آدم ناظر خود بوده مىكنند تا مقتول در حيات بوده قاتل را هم مهلت مىدهند كه ببينند شايد جان بدر برده باشد . على الصباح روز دويم مقتول فوت شده قاتل را هم كشتند .