تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
به طهران خواهم خواست كه ترضيه از سفارت كبرى بخواهد و تا اذن ندهيم معاودت به شيراز نتواند بكند . و اينك نصير الملك در تدارك اين است كه حاجى سيد ابراهيم را راضى نمايد . ديگر آنكه سرچهان كه يكى از بلوك نيريز است به حكم قوام الملك فتحعليخان نيريزى حاكم موقتى نيريز آنجا را چاپيده است و از قرار مذكور به قدر دوازده هزار تومان اموال از آنجا تفريط شده است و كلانتر نيريز آمده در مسجد نو بست نشسته است و تلگرافا شكايت به حضرت و الا ظل السلطان كرده است . ايشان جواب داده‌اند كه تأمل كن تا جناب صاحبديوان بيايند به عرايض شما رسيدگى نمايند .

از 23 جمادى الثانيه تا 2 شعبان 1298

قرار چنين بود كه ايل قشقايى را بدهند به مقرب الخاقان ايلخانى يا به حاجى نصر الله خان سرتيپ قشقايى . از قرار مذكور به هيچكدام نداده‌اند . جناب صاحبديوان قرار گذارده‌اند بعد از ورود به شيراز به اقتضاى وقت يا به داراب خان يا به اين دو نفر بدهند . ديگر آنكه روز شنبه جناب صاحبديوان وارد آباده خواهد شد . ديگر آنكه عاليجاه استاك صاحب كه بعزم سياحت به شيراز آمده بود يك هفته در شيراز توقف نمود ، به تخت جمشيد رفته مراجعت كرد و به فيروزآباد رفتند و از آنجا به كرمان . كاغذ ورود به كرمان ايشان هم رسيد كه سالما به كرمان رسيده است . ديگر آنكه جناب قوام الملك يك نفر از طايفهء باصرى را كه دزدى كرده بود گوش بريدند . ديگر آنكه در نزديكى تخت جمشيد يك نفر كه پانزده تومان وجه نقد داشته و بعضى اسباب ديگر ، او را برهنه ميكنند ، پول موجودى را مىبرند و كاردى هم به سر او ميزنند كه مجروح مىشود . به عرض حكومت موقتى ميرسانند ، ده نفر سوار مأمور مىفرمايند كه بروند در نزديكى آنجايى كه اين شخص را برهنه كرده و زخم زده‌اند اگر چادرنشينى يا ايلى افتاده باشد مردهاى آنها را گرفته به شهر آورده باشند . ديگر آنكه تا به حال دارابخان ايلبيگى خدمت حضرت و الا ظل السلطان و جناب صاحبديوان نرفته است ، زياد توهم دارد ، تلگراف هم به طهران كرده است ، جواب داده‌اند كه بايد حكما خدمت حضرت و الا به روى اگر بخواهى به طهران بيايى باز بايد از طهران بطور اجبار مراجعت نمايى . ديگر آنكه امسال در فارس جميع ترياكها خراب شده زيرا كه هرچه تيغ ميزنند شيره نمىدهد ، احتمال ميرود كه چهار يك از پارسال عايد شود ولى حاصل از قبيل گندم و جو همه جا خوب شده و فراوان كه امسال به هيچ تسعيرى خريد و فروش نمىشود . ديگر آنكه عاليجاه حاكى صاحب تلگرافچى كه در آباده بود از شدت گرمى آفتاب كه به سر مشار اليه تابيده بود فوت شد . عاليجاه دكتر ادلينگ هم بچاپارى رفت به جهت معالجه ولى هنوز دكتر نرسيده فوت گرديد . ديگر آنكه دويست نفر توپچى كه عوض توپچى كه در فارس ساخلو بودند وارد شيراز شدند