تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
خود را تراشيده‌اند . چنان شورشى در محلهء يهود پيدا شده كه تحريرى نيست ، جميع اسبابهاى خود را در زيرزمين و خانه‌هاى مسلمانان پنهان كرده‌اند . ديگر آنكه آقا سيد على اكبر مجددا بالاى منبر گفته است كه از قتل يهود گذشتم و آنها را بخشيدم .

از 21 رمضان تا 29 شوال 1298

از قرارى كه خبر رسيده در كازرون زلزلهء بسيار شديدى شده ولى خرابى نكرده است . ديگر آنكه مجددا عاليجناب آقا سيد على اكبر آدم فرستاده بود در محلهء يهود و خبر داده بود كه روز اول ماه شوال حكما مىآيم و شماها را قتل خواهم كرد ، منتظر باشيد . حكومت مطلع مىشود ميفرستد علما را حاضر مىكنند و آقا سيد على اكبر را هم مىآورند با او صحبت ميدارند به نصايح و برهان مشار اليه را ساكت مينمايند . چون حكومت ميل نداشتند كه جناب سيد را مفتضح كنند به اين قاعده او را آرام كردند ، ولى خيال حكومت اين است كه مشار اليه را از شيراز بيرون كند بعد از چند روز ديگر ، بواسطهء اين آشوبى كه در يهودى افتاده الواط و اشرار شهر هر شب اطراف محلهء يهود را گرفته دزدى از خانه‌ها مينمايند . ديگر آنكه آدمى از جناب قوام الملك ميرود در دهى از دهات عاليجاه خان بابا خان كه عموزادهء قوام الملك مىباشد به جهت اخذ ماليات ، اهل آن ده آدم معزى اليه را اذيت ميكنند و جواب ميگويند . محصل مراجعت مىكند و تفصيل را به قوام الملك عرض مىكند . مجددا قوام الملك چند نفر از غلامان خود را محصل و مأمور مينمايند كه بروند مقصرين ده را گرفته بياورند . مأمورين مىروند آن ده را به كلى چپاول و غارت مينمايند و اهل ده هم تفرقه مىشوند . ديگر آنكه در محلهء سنك سياه كه يكى از محلات شيراز است دو نفر با هم نزاع ميكنند ، يكى از آن دو زخمى به ديگرى مىزند ، به عرض حكومت ميرسد . قاتل را گرفته محبوس ميكنند كه اگر زخم خورده خوب بشود قاتل را تنبيه كرده رها نمايند و اگر فوت شود او را هم بكشند . از قرار مذكور زخم او كارى مىباشد ولى هنوز نمرده است . ديگر آنكه يك نفر از طايفهء قشقايى كه قبل از اين دزدى كرده بود حكومت او را گرفته سر بريدند . ديگر آنكه چند نفر كه سارق بوده‌اند گوش بريدند و در كوچه و بازارها گردانيدند . ديگر آنكه يك نفر از طايفهء عرب على مرادنام كه سابق بر اين دزد معتبرى بود مقرب الهاقان قوام الملك گرفته زنجير كردند . ديگر آنكه يكى از اقوام عليمراد كه سارق بوده گرفته بردند در تخت جمشيد گچ گرفتند . ديگر آنكه مقرب الخاقان دارابخان ضابط گله‌دار روانه به محل مأموريت خود شد . ديگر آنكه طايفهء يهود حال ديگر آرام هستند . كسى به آنها اذيتى نمىكند ولى خيلى با احتياط در كوچه و بازار حركت مينمايند . ديگر آنكه دزه كرد كه بلوكى است از ابوابجمعى مقرب الخاقان ايلخانى و جزو جمع طايفهء قشقايى است ايلخانى واگذار به على قليخان ايل‌بيگى سابق قشقايى كرده بود ، از قرار مذكور على