تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
خواب آسوده نمىرود . ديگر آنكه چنين خبر رسيده است كه شخص دشتى يك نفر سرباز از مقرب الخاقان سيف السلطنه در مشيلهء بوشهر كشته ، حضرت و الا ضل السلطان محمد خان ضابط دشتى را پانصد تومان تلگرافا جريمه كرده‌اند . ديگر آنكه يك نفر غلام تلگراف را در چهار فرسخى شيراز با صاحبمنصبى كه تعمير سيم در راه ميكردند رئيس تفنگچيان راه و كدخداى باصرم برهنه كرده تفنگ مشار اليه و مبلغ بيست و دو امپريال كه در كيسهء كمر او بوده با كيسهء كمر بريده‌اند و اسب مشار اليه را با چوب زده‌اند يك چشمش را كور نموده‌اند . در صدد وصول تنخواه و غرامت اسب مشار اليه كوشيده مىشود ولى از مقرب الخاقان قوام الملك هيچ كار برنمىآيد و جميع كارها معوق است . ديگر آنكه مبلغ بيست و دو امپريال كه از غلام تلگراف برده بودند چون دزد معلوم بود تفنگ شكسته و كيسهء كمر پاره شده را خود تفنگچيان آوردند دادند ، چون راه باصرم سپرده به مقرب الخاقان ميرزا محمد رضاى مستوفى بود مبلغ پنجاه و يك تومان از بابت وجهى كه از غلام تلگراف برده بودند گرفته شد . ديگر آنكه چند نفر از آدمهاى عاليجناب ميرزا ابو طالب نواب شب هنگام رفته بودند دزدى ، ايشان را ميگيرند ، مبالغى اسباب چندين ساله از خانهء آنها بيرون آمده است . ديگر آنكه هادى خان پسر خدا كرم خان بوير احمدى از بختيارى جمعيت جمع كرده آمده با پدر خود جنگ كند . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك از دست مقرب الخاقان سيف السلطنه شكايت به حضرت و الا ظل السلطان كرده بود ، ولى از قرار معلوم شكايت بىمعنى بوده است ، حضرت و الا ظل السلطان چندان اعتنايى به عرايض ايشان نكرده‌اند ، تلگراف كردند كه نظم قشون فارس را از تو كه سيف السلطنه هستى ميخواهم ، كسى را ابدا مداخله نيست . ديگر آنكه مقرب الخاقان ميرزا محمد پسر مرحوم حاجى باباى حكيم باشى را از طهران به جهت حكومت بوشهر معين كرده‌اند . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك تلگراف به حضرت و الا ظل السلطان كرده بود كه بايد ميرزا محمد رضاى مستوفى و ميرزا مصطفى لشكرنويس و ميرزا سيد باقر حاكم نيريز را تلگراف كنى كه نگاه داريم . اين خبر به نواب مستطاب و الا معتمد الدوله رسيد ، تلگراف به طهران كردند كه " اگر چنين است ابدا از شيراز حركت نخواهم كرد ، مادامى كه جميع نوكرهاى من همراه خودم بيايند و ميرزا محمد رضا و ميرزا مصطفى اگر در طهران حاضر نباشند حساب پس نخواهم داد " . جناب مستوفى الممالك تلگراف كرده بودند كه البته آنها در ركاب شما باشند . بعد از رسيدن تلگراف قوام الملك و محمد رضا خان بيگلربيگى را خواستند خيلى اوقات تلخى كردند فحش زياد دادند . آنها انكار ميكردند كه چنين تلگرافى ما نكرده‌ايم . ديگر آنكه در روز دوشنبه هيجدهم شهر حال حضرت و الا ظل السلطان با جناب صاحب ديوان از طهران حركت خواهند نمود و از شيراز مقرب الخاقان ايل خانى و حاجى نصر الله خان