تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
بيست نفر از آنها را ميگرفته خدمت حكومت مىآورده ، حكومت آنها را دست ميبريدند نسق مىكردند رها مينمودند ، و لهذا در شب چهارشنبه بيست و دويم ماه جمادى الاولى حاجى ميرزا نصر الله از شيراز حركت كرده به محل حكومت خود به كازرون برود و در شب پنجشنبه بيست و سيم در چنار فارياب واقعه در كوه مره در چادر خود با شخص سيدى ديگر نشسته بوده ، غفلتا كوهمره ( ايها ) دو تير گلوله بر وى مىاندازند ، گلوله‌اى بر پهلوى او و گلوله‌اى بر ران او مىخورد و دو چهار پاره هم به پاى سيد مىخورد . حاجى ميرزا نصر الله شب را تا صبح حيات داشته ، على الصباح فوت كرده ، جنازهء او را با سيد زخمى به شهر آورده به خاك سپرده و شخص سيد هم بالفعل كار جراح مىكند و حكومت از اين معنى بسيار متغير شده‌اند و در صدد بدست آوردن شخص قاتل حاجى ميرزا نصر الله هستند . ولى هنوز معلوم نشده كه شخصا كى قاتل بوده است ، تا بعد چه شود . ديگر آنكه بعضى نوشته‌جات مشير الملك كه به طهران به جناب امين الملك بتوسط حسام السادات نوشته بود با چاپار پست از طهران به جهت نواب و الا حاجى معتمد الدوله فرستاده بودند كه از آن قبيل اين بود كه نوشته بود " هفتاد و پنج هزار تومان تفاوت عمل فارس است كه حكومت ميبرد ، اگر سركار اعليحضرت همايون بخواهند من خودم قبولدارم و پا مىدهم كه ضررى به احدى وارد نيايد ، حاكم فارس هم به قدر خود عايدش مىشود " ، ديگر بعضى شكايت از دست نواب و الا حاجى معتمد الدوله كرده بود . روز شنبه بيست و پنجم جمادى الاولى چهل و پنج نفر از اعيان و اعاظم و علما و تجار و حكام جزو را در سلام حاضر نمودند و نوشته‌جات را يك‌به‌يك نشان مشير الملك دادند كه همه به خط حاجى ميرزا هادى معدل الملك و به مهر خود مشير الملك بود كه به حسام السادات نوشته بود . بعضى را انكار و برخى را قبول نمود كه من نوشته‌ام و همه را در آخر كاغذ قيد كرده بود كه به دست كسى نيفتد كه براى شاهزاده بفرستد كه اسباب افتضاح من شود . نواب و الا مىخواستند كه او را سياست كنند ، اشخاصى كه حاضر بودند نگذاشتند . حاجى ميرزا محمد را خواستند كه تنبيه نمايند ، پنهان شد . از قرارى كه فهميده شد مبلغ گزافى پيشكش داده تا اينكه مرخص شد به منزل خود رفت . ديگر آنكه پول سياه در شيراز و اطراف شيراز خيلى كم شده بود ، حكومت حكم كرد كه سى و شش پول يكقران رواج باشد . حال به همين‌طور دادوستد مىشود و فراوان شده است . ديگر آنكه خشت را از ميرزا حسن حاجى ميرزا على گرفتند ، مثل پارساله عمل بجزء نمودند . ديگر آنكه به قدر بيست نفر از اهل كوه‌مره كه بهتان قاتل حاجى ميرزا نصر الله ( بودن ) را به آنها زده بودند گرفته به شيراز آوردند ، حكومت هريك را پانصد تازيانه زدند كه بلكه از ايشان چيزى ابراز كنند ، اينها به كلى حاشا داشتند .

از 29 جمادى الاولى تا 2 رجب 1296

حاجى محمد صادق تاجر اصفهانى از دست حكومت و عملهء حكومت شكايت زيادى به طهران نوشته بود كه بعضى از آنها راست و برخى دروغ ( بود ) . روز شنبه نهم حكومت همهء بزرگان