تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
شويد و ابلاغات همايونى را بشنويد " . حكومت فارس جواب داده‌اند كه " من حاكمم نه رئيس جمهورى ، اگر ميخواهيد من حاكم باشم از اين احكامات به من نفرماييد ، اگر چنين باشد فورا عازم طهران خواهم بود " . ديگر آنكه از قرارى كه به عرض حكومت رسانيده‌اند سارق و قاتل در چهار سوق بازار وكيل كه سرقت و قتل نموده است از قاطرچىهاى نواب و الا ظل السلطان است . حكومت به ملاحظات نتوانسته‌اند كه قاطرچيها را بگيرند . ديگر آنكه خداكرم خان بايرحمت با پسرش محمد حسين خان را از طهران با محصل مخصوص روانه نمودند كه بياورند به حكومت فارس بسپرند . ديگر آنكه حكومت شاطرباشى خود را مأمور نمودند كه برود باقى مقرب الخاقان حاجى نصر الله خان را وصول نمايد . ديگر آنكه قافله‌اى از جهرم به شيراز مىآمده ، در گردنهء مشهور به بنه‌مهدى سارقين به قافله ريخته مبالغى تنخواه از آنان سرقت كردند . ديگر آنكه قافله‌اى در راه فيروزآباد در تنگ زنجيران سارقين بر آنها ريخته تنخواه زيادى از اهل قافله برده‌اند . تفنگچيان مستحفظين راه خبر شده تعاقب سارقين كرده‌اند ، تنخواه را از سارقين پس گرفته‌اند . ديگر آنكه قافلهء ديگر از فيروزآباد مىآمده در تنگ‌آب سارقين قافله را زده‌اند ، تنخواه زيادى از آنها برده‌اند ، و نيز چهار پنج نفر سرباز هم در راه مىآمدند ، سربازها را هم برهنه كرده‌اند . ديگر آنكه جماعتى از رعاياى ده‌باغان بلوك‌كوار ميروند در كوه هيمه بياورند ، قريب بيست نفر دزد بر آنها ريخته هفده راس الاغ با چهل پنجاه تومان تنخواه ديگر از رعايا برده‌اند و يازده نفر از رعاياى ديگر را يك روز سارقين نگاه داشته‌اند ، بعد از آن‌كه يازده نفر رها شده‌اند ميروند در باغان ده خود جمعيتى زياد از ده برداشته و به تعاقب سارقين رفته‌اند ، مقابل شده ديده‌اند كه چارهء سارقين را نمىكنند ، طايفهء سرخى نزديك آنها بوده امداد از طايفهء سرخى ميخواهند ، سرخى حمايت كرده دعوايى سخت به سارقين كرده‌اند . يك نفر از سارقين كشته و دو نفر زخمى شده‌اند و يك نفر هم از طايفهء سرخى زخمى شده و تمام تنخواه مسروقه را از سارقين پس گرفته‌اند . بعد از اين دعوا سارقين رفته‌اند در گردنهء بنه‌مهدى مجددا قافلهء كوارى را زده‌اند دو راس الاغ از آنها برده رفته‌اند . مراتب به عرض نواب مستطاب و الا حاجى معتمد الدوله رسيده ، حكم فرمودند يك نفرى كه از سارقين مقتول شده كشتهء او را از مدفن خود بيرون بياورند و حضرات كوارى ببينند كشتهء او را ميشناسند كه از كدام طايفه و چه تيره مىباشد . حسب الامر معمول داشته ، كشتهء او را نشناخته‌اند . ولى از قرارى كه طايفهء سرخى و صاحبان مال مذكور داشته‌اند دزدها از طايفهء قزلو و عرب بوده‌اند . نواب مستطاب و الا هم آزاد خان را با چند نفر سوار ديگر مأمور فرمودند كه تعاقب آنها رفته در هرجا كه به آنها برسند گرفته آورده باشند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 106 | على اكبر سعيدى سيرجانى