تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
ديگر آنكه هذه السنه ايلخانى بلوك فيروزآباد را اجاره به پسرهاى مرحوم حاجى على رضاى فيروزآبادى داده در مبلغ هفت هزار و پانصد تومان ، علاوهء تنخواه مذكور بناى تعدى و بىحسابى را خواسته به آنها بگذارد ، پسرهاى مرحوم حاجى على رضا هم فرارا به شيراز آمده كه در حضور نواب مستطاب و الا حاجى معتمد الدوله حساب خود را با ايلخانى بكنند ، حضورا حساب خود را پرداخته‌اند ، مبلغ يك هزار تومان از تنخواه ملزمى خود باقىدار بودند ، عرض كردند در محل است . نواب مستطاب و الا فرمودند باقى خود را در اينجا بدهيد برويد از محل مأخوذ نماييد . بنابراين پسرهاى حاجى على رضا رفتند سر طويلهء نواب مستطاب و الا بست گرفتند ، به حكم حكومت آنها را از سرطويله بيرون آوردند ، چوب زيادى به آنها زدند ، بعد از آن آنها را زنجير كرده در محبس حكومتى حبس نموده و هزار تومان باقى و پانصد تومان ترجمان از آنها ميخواهند . ديگر آنكه در تنگ فاروق در راه ارسنجان دزدان به قافله ريخته ، طرفين نزاع مىكنند ، يك نفر از اهل قافله كشته شده و يك نفر از دزدها زخمى شده است . به عرض حكومت رسيد ، چند نفر سوار مأمور فرموده‌اند كه رفته دزدها را گرفته آورده باشند .

از 23 ربيع الاول تا 17 ربيع الثانى 1296

چند نفر از طايفهء نفر نزديكى بلوك‌كوار دزدى كرده بودند ، حكومت حكم كردند به عاليجاه قليخان پسر مرحوم سهراب خان قشقايى كه برود حضرات را بگيرد ، اموالشان را غارت كند . قليخان هم حسب الحكم حكومت به مأموريت خود عمل نمود . بيست و شش نفر با رئيس سارقين را گرفت ، رئيس آنها را در كوار مير غضب رفت گچ گرفت و بيست و شش نفر را آوردند به شهر . چون طايفهء نفر سپرده به مقرب الخاقان قوام الملك است و مشار اليه شهر نبود مقرب الخاقان محمد رضا خان بيگلربيگى وساطت خدمت كرده و پانصد تومان پيشكش داد تا اينكه حكومت از سر كشتن بيست و شش نفر گذشت كردند و حكم كردند آنچه قليخان از آنها بغارت برده مسترد نمايد و اين بيست و شش نفر را هريك پانصد تازيانه زدند و به محمد رضا خان سپردند . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك وارد شيراز شد . ديگر آنكه هنگام رفتن مقرب الخاقان قوام الملك به سمت لار از حكومت محرمانه حكم شده بود برود به شيب كوه و آن اشخاصى كه سركشى از دادن ماليات دارند بگيرند بكشند بياورند . آن طايفه هم مذهب وهابى دارند و اغلب هم سنى هستند ، مشار اليه حسب الحكم رفت و آن اشخاص را گرفت و چند نفر در دعوا از طرفين كشته شد ، قلعه‌جات ايشان را تماما خراب كرد و چند عراده توپ كه در قلعه‌جات داشتند تماما را خرد نموده مراجعت كرد .

از 18 ربيع الثانى تا 28 جمادى الاولى 1296

از قرارى كه مسموع است خان عليخان ضابط بندر ريگ و خاررود حله كه جزو دشتستان
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 107 | على اكبر سعيدى سيرجانى