تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
شهر بياورند و اموالى كه غارت كرده‌اند به اهل خنج مسترد نمايند . ديگر آنكه سارق بهبهانى كه قبل در شيراز دزدى كرده بود ، حكومت او را با يكى از اهل جهرم كه او هم سارق بود هر دو را پى بريدند و حكم كردند كه هر دو را ببرند به بوشهر در جهاز سوار كرده از ايران خارج نمايند .

از 29 رجب تا 26 شعبان 1296

ميرزا حسن معمار باشى فارسى قناتى به مقرب الخاقان مشير الملك فروخته بود . مقرب الخاقان معزى اليه كار قنائى كرده بود . به جوشك آب كه جميع باغات مسجد بردى و نصفهء شهر شيراز از آن آب مشروب ميشد ميرسد ، يك مرتبه قنات تمام آب جوشك را ميكشد كه جوشك خشك مىشود . حكومت حكم مىنمايند كه قنات مقرب الخاقان مشير الملك را پر مىكنند و ديگر آن قنات را كار نكنند و ميرزا حسن معمار باشى را چوب زيادى ميزنند كه چرا چنين عملى را كرده است . ديگر آنكه يك دو نفر سرباز از فوج ملايرى به يك نفر توپچى مقروض بودند . توپچى ادعاى طلب را مىكند ، سربازان انكار مينمايند . با هم نزاع ميكنند كه فوج ملاير يك مرتبه به حمايت سربازان خود از قراولخانه‌ها بيرون مىآيند ، توپچيان را ميزنند . از توپچيان هم چند نفرى به حمايت بيرون مىآيند . دعواى بزرگى در ميدان توپخانه با هم مىكنند . حكومت فرستاد كه آنها را جدا كنند ، اعتنايى نكردند . سرتيپ فوج ملايرى و سرتيپ توپخانه ميروند كه سرباز و توپچى را از هم جدا نمايند ، توپچيان به جهت آمدن سرتيپ خود دست برميدارند ولى سرباز ملايرى اعتنايى به سرتيپ خود نمىنمايند بلكه سنگى به جهت مشار اليه مىاندازند كه مىخورد به پهلوى او ، با وجوده با زحمت زياد سربازان را از توپچيان جدا مينمايند . دو ساعت به غروب ماندهء همان روز حكومت فوج ملاير با سرتيپشان را حاضر نموده با صاحبمنصبان افواج ديگر ، هركس كه محرك اين عمل بوده با مقصرين هريك را هزار تازيانه حضورا زدند . ميخواستند بعضى را نسق نمايند ، سرتيپ‌هاى افواج ديگر و سرتيپ خود فوج ملاير استدعا نموده حكومت از نسق آنها گذشتند . ديگر آنكه در شهر شيراز زنى سه اولاد ذكور زائيده ، حكومت به دولت نوشتند كه مواجب و مستمرى در حق او برقرار نمايند . ديگر آنكه چند نفر رفته بودند كه گندم از خرمن سرقت نمايند ، آنها را گرفته به حكومت مىبرند حكومت بعضى را گوش بريدند و برخى را گوش سوراخ كردند . ديگر آنكه ماده سگى پانزده بچه زائيده است و همه درست و بىعيب بوده‌اند . ديگر آنكه روز پنجشنبه هيجدهم شعبان نواب مستطاب و الا حاجى معتمد الدوله به جهت آب كاستى و بعضى گفتگوهايى كه از بابت قنوات مردم با هم داشتند تشريف بردند به جوشك كه درست رسيدگى نموده حق و ناحق را معلوم كنند ، سه شب و سه روز در جوشك تشريف داشتند ، اغلبى از اعيان هم در خدمت ايشان هستند سواى نواب احتشام الدوله كه در شيراز هستند . ديگر آنكه از حاجى آباد مرودشت بر سر دوبار تخم خشخاش حاجىآبادى و فتاح‌آبادى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 112 | على اكبر سعيدى سيرجانى