تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
به شيراز آمدند كه در تلگراف به طهران عارض شوند . حكومت فارس از تلگراف كردن و عارض شدن مانع شده‌اند . ميرزا عيسى خان پسر كلانتر كرمان كه از جانب شهاب الملك آمده است عقب حضرات كه استمالت كرده ببرد ، حكومت فارس قرار گذارده‌اند كه چند نفر همراه ميرزا عيسى خان بروند اگر بطور قاعده قرارى در كارشان دادند كه ما بقى هم از شيراز بروند و الا آنها هم مراجعت نمايند . ديگر آنكه مقرب الخاقان محمد رضا خان بيگلربيگى را حكومت خلعت دادند به جهت اينكه نگذارده است هنگام اغتشاش نان به كسى صدمه وارد بيايد . ديگر آنكه از قراريكه حاجى محمد باقر خان حاكم بندر ابوشهر به حكومت فارس تلگراف كرده است مقرب الخاقان حاجى جابر خان نصرت الملك حاكم بندر محمره قهرا در جهازات دولت بهيهء قيصريهء انگليس به سمت هندوستان رفت . اين خبر هم به طهران رسيده است ، حضرت اقدس همايونى تلگراف كرده‌اند به نواب و الا حشمت الدوله حكمران عربستان كه هر طورى هست معزى اليه را برگردانند و تغير زياد به نواب و الا حشمت الدوله فرموده‌اند . ديگر آنكه مصطفى قليخان محصل خداكرم خان را حكومت فارس خلعت داده روانه نمودند ديگر آنكه خلعت مخصوص به جهت مقرب الخاقان قوام الملك با يكى از منشىهاى خود به داراب فرستادند و خلعتى هم به جهت نواب و الا احتشام الدوله به بهبهان فرستادند . ديگر آنكه جمعى از اهل نيريز به تحريك فتح عليخان حاكم قبل نيريز از دست ميرزا سيد باقر حاكم جديد خود بشكايت سر طويلهء حكومتى به بست رفته‌اند . حكومت هم حكم كرده است كه بايد همگى بروند دست ميرزا سيد باقر را ببوسند و بروند به نيريز .

از 23 صفر تا 22 ربيع الاول 1296

شب هنگام دزد ميرود در چهار بازار وكيلى و دو دكان بزازى را باز كرده بقدرى كه توانسته‌اند از قماش و غيره سرقت مينمايند . پاسبان صدا مىكند كه شناختم شما را . مراجعت ميكنند ، اول دماغ و زبان پاسبان را مىبرند و اكتفا نمىنمايند سرش را هم مىبرند . صبح اين خبر به حكومت ميرسد ، هرچه تفحص نمودند سارق قاتل بدست نيامد . حكما از مقرب الخاقان بيگلربيگى خواسته‌اند . ديگر آنكه دو نفر توپچى آذربايجانى كه ساخلو فارس هستند شب هنگام مست كرده بودند . و در كوچه و بازار بدمستى مىنمودند ، خبر به حكومت ميرسد ، آنها را فراش ميفرستد كه بياورد ، دو نفر از فراشان حكومتى را زخم منكرى ميزنند . به هر طريق كه بوده آنها را ميگيرند مىآورند ، صبح هريك را هزار تازيانه ميزنند و حبس مينمايند . ديگر آنكه نواب احتشام الدوله وارد بندر ابوشهر شده‌اند . ديگر آنكه از قراريكه جناب آقاى مستوفى الممالك به حكومت فارس حسب الامر حضرت اقدس شهريارى نوشته‌اند كه " در ماهى دو مرتبه خودتان با ريش‌سفيدان فارس پاى تلگراف حاضر