تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
راه تعاقب سواران مىروند ، سواران برميگردند و دو نفر از تفنگچيان را هدف گلوله مىكنند و تنخواه را مىبرند .

از 22 ربيع الثانى تا 24 جمادى الاولى 1293

چون در ماه قبل نگاشته شد كه عاليجاه على قليخان و حاجى بابا خان كيخاى دره‌شولى با هم متفق و يكى شدند كه عاليجاه دارابخان ايل بيگى را جواب بگويند و چنانچه مطالبهء ماليات از آنها نمايد راه خصومت و جدال با آنها پيش گيرند ، در اين اوقات كه عاليجاه دارابخان ايل بيگى با ايلات قشقايى حركت از ييلاق كرده و بسوى قشلاق سرحدات مىرفتند ، در دور اردكان جمعيت و سوار على قليخان و حاجى بابا خان كيخا يك طرف و دارابخان با ايلات خود يك طرف تلاقى فريقين واقع مىشود ، راه موالفت را بر كنار و طريق مخالفت را استقرار ، عاليجاه على قليخان و حاجى بابا خان كيخا مستعد گرديده كه جمعيت كشيده رو به عاليجاه دارابخان بيايند و بنا به تحريك جناب مشير الملك بر خلاف عريضه‌اى به جناب اجل فرمانفرما نموده بودند كه عاليجاه داراب خان با جمعيت زياد مستعد شده است كه با ما بجنگد ، على هذا عاليجاه تهمتن خان پسر مرحوم سهراب خان كه برادرزادهء عاليجاه دارابخان ايل بيگى مىباشد بحمايت عموى خود داراب خان پيشدستى مينمايد با بيست نفر سوار مقابل جمعيت عاليجاه على قليخان و حاجى بابا خان كيخا مىشود ، باز ملاحظهء سمت عموزادگى على قليخان با پدر خود را منظور نموده اسب زير پاى على قليخان را به گلوله مىزند و از آنطرف هم تير گلوله خالى مينمايند ، يك اسب از سوارهاى تهمتن خان را ميزنند و طرفين تفرقه ميشوند . يك نفر ياور با دويست سوار شاهسون كه محصل در گرفتن ماليات ديوانى از عاليجاه دارابخان ايل بيگى بودند و همراه معزى اليه بوده‌اند مراتب را به جناب اجل فرمانفرما عريضه نموده بودند ، جناب اجل فرمانفرما دفعتا بتحريك مشير الملك عاليجاه حسين قليخان سرتيپ سوارهء شاهسون را با سوارهاى خود مأمور مينمايند كه برود اگر چنانچه پيشرفت نمايند عاليجاه دارابخان ايلبيگى را بگيرد و اگر نتواند باقى مالياتى ديوان را از او بگيرد و طرفين را هم ممانعت از جنگ نمايد . بعد از ورود عاليجاه حسين قليخان سرتيپ به اردكان اول عاليجاه دارابخان را به منزل خود ميطلبد ، مشار اليه نميرود ، بعد از آن قرار ميگذارند هريك منفردا با يك پيشخدمت در خارج اردوى خود همديگر را ملاقات مينمايند . عاليجاه دارابخان رسمانه به عاليجاه حسين قليخان ميگويد كه خدمت جناب اجل فرمانفرما عريضه عرض نماييد " از وقتى كه ايلات قشقايى با من شده است چه خلافى و خيانتى از من بظهور رسيده است ، غير از اينكه كمال نظم و امنيت را در ايلات داده‌ام و نهايت خدمتگزارى را به ديوان كرده‌ام ، بقسمى كه يك نفر شاكى از ايلات قشقايى تا حال به ديوان نشده است ، و اگر مبلغى باقى مالياتى دارم جزو ايلات ابوابجمعى حاجى بابا خان كيخا مىباشد ، آنها هم كه به تحريك مشير الملك نه تمكين ميكنند و نه ماليات ميدهند ، يا باقى ماليات را خود شما از عاليجاه على قليخان و حاجى بابا خان كيخا بگيريد يا اينكه طايفه را از ايشان بگيريد و به من بسپاريد تا ماليات بگيرم و بدهم ، نمىدانم راه عداوت باطنى