ديگر آنكه چهار وقر قماش از مال عاليجاهان ارشام و تكران مالكم از بندر ابو شهر حمل شيراز شده بوده ، در سامان كمارج سارقين سرقت كرده بودند .
ديگر آنكه محمد صادق خان نام از شخص يهودى طلبى داشته ، شخص يهود را به خانهء خود برده كه طلب را از او وصول نمايند ، آنقدر اذيت به شخص يهودى كرده بودند كه فوت شده است .
ديگر آنكه در ده دستجه كه دهى از بلوك فسا مىباشد دو نفر از راه عداوت يك نفر ديگر را مقتول ميسازند ، پس از اين حركت آن دو نفر ميروند دور قلعهء طبر سكنى ميگيرند .
از 25 جمادى الاولى تا 20 جمادى الثانيه 1293
از اغتشاش عامه در فارس حال در خود شيراز و حولوحوش شيراز هم مغشوش شده است ، چنانچه روزى در شهر شيراز پسر فريدون خان توللى سواره به حالت مست از درب خانهء حاجى شيخ يحيى امام جمعه عبور نموده بد حرفى به آدمهاى امام جمعه نموده است ، فيما بين او با آدمهاى امام جمعه سخن از حرف درشت به حوالهء مشت رسيده ، خواستهاند كه او را از اسب بكشند ، پسر فريدون خان چند قدمى سواره تاخت نموده كه گريخته باشد ، با اسب به زمين خورده . آدمهاى امام جمعه او را گرفته بردهاند در شاهچراغ در حجره حبس نمودند . كسان او مخبر شده قريب ده پانزده نفر با يراق در شاهچراغ ريخته يك دفعه دو تير پيشتاب خالى نمودند ، پسر فريدون خان را به زور از حبس بيرون آورده و قدرى هم دستاندازى به دكانهاى كسبه نموده به منزل خود بردند ، اسبسوارى او را هم امام جمعه به اصطبل جناب فرمانفرما فرستادند .
ديگر آنكه شبى كربلايى حسين نام آدم عاليجاه داكر صاحب رئيس تلگرافخانهء شيراز از باغ شيخ الاسلام كه منزل معزى اليه و يك ميدانى خارج شيراز مىباشد ، يك ساعت از شب گذشته به شهر مىآمده ، چند سوار به او رسيدهاند او را برهنه كردهاند .
ديگر آنكه از قرار اخبار جمعى از سوار و تفنگچى پنجعلى ابو الويردى آمدهاند در اطراف نوبندگان كه دهى از بلوك فسا مىباشد ، هفتاد و دو نفر عوامل كه در صحراى خويش بوده است كوچانيده بردهاند . اهل نوبندگان مطلع مىشوند ، سوار و تفنگچى از نوبندگان بيرون مىرود ، تعاقب سارقين نموده غلبه كردهاند ، يك نفر از سارقين را مقتول ساخته هفتاد و دو فرد عوامل را برمىگردانند . و بعد از چند روز ديگر مجددا خود پنجعلى با جمعيتى سوار و تفنگچى مىآيد دور نوبندگان ، جنگ سختى با اهل نوبندگان نموده ، شش نفر از اهل نوبندگان كشته مىشود و يك نفر زخمى ، هفتصد و چهل راس گوسفند و هشتاد راس الاغ و پنجاه راس عوامل كار و دو راس قاطر با بعضى اسباب ديگر بچپاول بردهاند .
ديگر آنكه قافلهء سنگينى از كرمان به شيراز مىآمده ، در راه در تنگبلاغى سارقين بر آن قافله ريختهاند ، آنچه تنخواه همراه قافله بوده است بسرقت برده بودند .
ديگر آنكه از قرار مسموع جمعى سوار قشقايى از عملهء حاجى بابا خان كيخا گلهء گوسفندى از بلوك سروستان غارت نموده ، آمده از حولوحوش شيراز عبور نموده به طرف سرحد بروند ،