تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
ميدارى و در كمال اذيت و آزار آنچه تنخواه از حضرات جهرمى بغارت برده است آنها را در خانهء شيخ الاسلام شيراز حاضر ميكنى ، از قراريكه حضرات جهرمى در حضور شيخ الاسلام اثبات بر دعوى خود نمودند تمام تنخواه را از نواب مهدى قلى ميرزا حتما و حكما ميگيرى و به صاحبانش مسترد مىكنى ، بعد از گذراندن امر نواب مهدى قلى ميرزا را مغلولا به طهران مىآورى تا در طهران مواخذهء كامل از او بشود " . و لهذا بعد از چند روزى كه نواب مهدى قلى ميرزا در حبس جناب اجل فرمانفرما بوده ، جعفر قليخان نام سرهنگ بتعجيل وارد شيراز شده و زنجير به گردن نواب مهدى قلى ميرزا گذارده و بناى صدمه و اذيت و آزار را به او گذاشته و عرصه را در هر حال به او تنگ نموده و قريب سى چهل نفر جهرمى كه در شيراز حاضر بودند آنها را در منزل شيخ الاسلام حاضر نموده ، چونكه اين سى چهل نفر در حضور شيخ الاسلام اثبات قلمداد كرده‌اند نه هزار تومان مشخص و معين شده است كه قسم بخورند و جعفر قليخان سرهنگ از نواب مهدى قلى ميرزا بگيرد و به ايشان رد نمايد . غير از اشخاص جهرمى ديگر كه تفرقه در بلاد ديگر شده‌اند و چهل پنجاه نفر هم بعد از عريضه نمودن به دار الخلافهء طهران رفته‌اند . و بالفعل جعفر قليخان سرهنگ از اين قرار در كمال سختى و تشدد از نواب مهدى قلى ميرزا تنخواه مينمايند ، تا به چه قسم انجام بگيرد . ديگر آنكه بعد از آنى كه نواب احتشام الدوله را از حكومت كهكيلويه معزول و عاليجاه نصير الملك را منصوب كردند ، از قرار اخبار نصف از خلق كهكيلويه رفته بودند در بندر ابو شهر و بتلگراف به اعليحضرت پادشاهى عرض كرده بودند كه ما حكومتى غير از نواب احتشام الدوله را نمىخواهيم ، هركس ديگر بر ما حاكم بشود نخواهيم در بهبهان توقف نماييم تفرقه ميشويم . و نصف ديگر از خلق بهبهان باتفاق خود نواب احتشام الدوله از بهبهان بيرون رفته كه همراه نواب معزى اليه به طهران بروند . و در دو منزل خارج از بهبهان نواب احتشام الدوله عريضه‌اى به اعليحضرت پادشاهى عرض كرده كه " نصف از خلق بهبهان متفق شده هراه به طهران ميخواهند بيايند ، اگر با حضرات وارد به طهران بشوم يحتمل كه مورد مواخذهء اعليحضرت پادشاهى باشم ، تكليف خود را نمىدانم " . بنابراين اعليحضرت پادشاهى كوهكيلويه را واگذار به نواب احتشام الدوله فرمودند . ديگر آنكه حكومت قصبهء جهرم را جناب اجل فرمانفرما به ميرزا اسد الله خان نام كه از اجزاى حكومتى خود مىباشد واگذار نمودند . ديگر آنكه ايلات عرب را هم جناب اجل فرمانفرما به عاليجاه رضا قليخان عرب دادند . ديگر آنكه روزى چند نفر از فراشان جناب اجل فرمانفرما با آدمهاى حاجى ميرزا آقا خان وكيل الملك بر سر چند بار هيزم گفتگو ميكنند ، آدمهاى حاجى ميرزا آقا خان اسم معزولى جناب اجل فرمانفرما را بر زبان جارى مىكند . بدين جهت جناب اجل فرمانفرما حاجى ميرزا آقا خان را گرفته زمانى در حبس خود نگاه داشته و مبلغ سيصد تومان هم ترجمان از مشار اليه گرفته ، بعد از آن جناب اجل فرمانفرما يك ثوب جبهء ترمه كشميرى برسم خلعت به حاجى ميرزا آقا خان التفات فرمودند و رها نمودند .