تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

از 22 ربيع الاول تا 21 ربيع الثانيه 1293

چون در زمان حكومت نواب حسام السلطنه بواسطهء شورشى كه كسبهء شيراز در پاى سيم تلگراف نمودند و دادخواهى كردند اعليحضرت پادشاهى تخفيفاتى به هركس دادند ، از آن جمله مبلغى معين تخفيفى به جماعت اصناف و كسبهء شيراز داده بودند در سنهء ماضيه . ميرزا احمد خان بيگلربيگى بعد از گرفتن ماليات حسابى ديوان ، به حكم جناب اجل فرمانفرما تخفيف معين را مطالبه از جماعت صنف مىنمايد . كل اهل كسبه تماما دست از كسب خود كشيده و دكانهاى خود را بسته رفتند در مسجد نو بست نشستند كه " اعليحضرت پادشاهى تخفيفى به ماها داده است ، تخفيف استمرارى است و ماها قوهء بيش از اين نداريم كه زياده از پول حسابى ديوان بدهيم " . دو سه روز در مسجد نو بست بودند تا اينكه جناب اجل فرمانفرما حاجى شيخ يحيى امام جمعه را فرمودند كه حضرات كسبه را اطمينان داده از مسجد نو بيرون نمائيد بروند مشغول كاسبى خود باشند ، هرطور كه رضاى ايشان باشد معمول مىدارم . حسب الخواهش ايشان امام جمعه هم نوشتهء پا به مهر نوشته به دست جماعت اصناف داده كه برويد بازار و دكانهاى خود را باز كنيد ، و كار آنها را در عهده گرفت كه هر قسم رضاى آنها در آن باشد درست نمايند . حضرات هم به اطمينان تعهد و نوشتهء امام جمعه از مسجد بيرون رفته مشغول به كار خود شدند ، تا بعد چه شود . ديگر آنكه نواب احتشام الدوله كه حكومت محال كوهكيلويه را ده ساله اعليحضرت پادشاهى به او داده بودند و ماليات آنجا را از جمع ديوانى فارس موضوع داشته بودند ، تا سنهء ماضيه دو سال بود كه در آنجا حكومت مىنموده ، و از قرار مسموع در اين دو سال مبلغ سه چهار هزار تومان ضرر نموده و از كيسهء خود به ديوان داده است ، و نيز قريب دو سه هزار تومان هم در كوهكيلويه مخارج از خود نموده است كه آباد نمايد . هذه السنه معظم اليه را معزول و نصير الملك را بجاى او منصوب كردند . ديگر آنكه بلوك بوانات و قنقرى كه در سنهء ماضيه ضابطى آن به عباسقلى خان بواناتى بوده ، مشار اليه را به شيراز طلبيده معزول نمودند و بلوك را جناب اجل فرمانفرما به محمد حسن بيك نام پيشخدمت خود واگذار كردند . ديگر آنكه عاليجاه محمد قاسم خان حاكم كازرون را به شيراز طلبيده و از قرار مسموع پس از پرداختن حساب سنهء ماضيه مشار اليه مبلغ دو هزار و ششصد تومان باقى او بوده ، هزار و سيصد تومان نقد از او گرفته‌اند و هذه السنه را هم خود عاليجاه مشار اليه به حكومت كازرون منصوب گشت ، و قرار با او دادند كه هزار و سيصد تومان ديگر باقى سال قبل را به تدريج از مشار اليه دريافت نمايند . ديگر آنكه از قرار مسموع على قلى خان و پسران قباد خان همگى متفق شدند با حاجى بابا خان دره‌شولى و ريش‌سفيدان كشكولى كه عاليجاه داراب خان ايلبيگى را جواب بگويند و اگر مطالبهء ماليات نمايد جنگ نمايند چون اين مطلب به سمع جناب اجل اكرم فرمانفرما رسيد محمد