تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
على خان سركشيك‌چىباشى خود را با غلامهاى ابواب جمعى خود روانه فرمودند نزد داراب خان كه طرفين را ممانعت از جدال فرمايد و چنانچه ماليات حسابى ديوان باقى هركس باشد تقويت كرده وصول نمايد . ديگر آنكه از قرار مسموع نواب مهدى قلى ميرزا ايلات عرب را در نيريز جمع كرده است كه قرار كار مالياتى هذه السنهء آنها را بدهد . ديگر آنكه از قرار اخبار تلگرافى تيره‌اى از ايل عرب كه ساكن قريهء مرغاب هستند دست تطاول به چند ده از بلوك قنقرى انداخته بسيارى گوسفند برده‌اند و دو نفر آدم كشته‌اند از اهل دهات آنجا . جناب مستطاب اجل فرمانفرما مواخذهء شديد از نواب مهدى قلى ميرزا نموده‌اند . ديگر آنكه از قرار تحقيق در سامان برازجان سيم و چوب تلگراف را به قدر ربع ميل عمدا شكسته و پاره كرده‌اند . جناب مستطاب فرمانفرما مرتكبين را حتما از سعد الملك حكمران بندر ابوشهر خواسته‌اند . ديگر آنكه عاليجاه مجدت همراه كپيتان سارتوريس با عيال از طهران وارد شيراز شدند و پس از چند روز توقف در شيراز روانهء بوشهر گرديدند . جناب مستطاب فرمانفرما مستحفظ سواره همراه ايشان تا بوشهر فرمودند . ديگر آنكه چون در ماه قبل نگاشته شد كه معادل سيصد تومان تنخواه شبانه از خانهء عاليجاه ميرزا فضل الله خان سرتيپ تلگرافخانهء شيراز دزدان سرقت كرده بودند ، اين اوقات نوشته انداخته بودند در تلگرافخانه و اسامى دزد تنخواه را قلمداد كرده بودند كه دو سه نفر از اهل سعديه مىباشند . آن نوشته به نظر ميرزا فضل الله خان سرتيپ مىرسد ، مشار اليه به ميرزا قاسم نام داروغهء شيراز اطلاع مىدهد . ميرزا قاسم هم با چند نفر ميرود كه آن دو سه نفر را در سعديه بگيرد . دو نفر آنها مىگريزند و يك نفر آنها را كه عزيز نام دارد گرفته به حضور جناب اجل فرمانفرما حاضر ساخته ، پس از جواب و سوال خود عزيز نام اقرار نموده كه ما دزد تنخواه خانهء حاجى ميرزا حسن نام تاجر كه قبل از اين سرقت شده بود هستيم . بالفعل عزيز نام را در انبار ديوانى حبس فرمودند ، تا بعد چه شود . ديگر آنكه در اين اوقات عموم طرق و شوارع اطراف شيراز كمال اغتشاش و ناامنى را بهم رسانيده است كه به كلى عبور عابرين و مرور مترددين مسدود و خيلى دشوار شده است ، خاصه در سمت فسا و داراب و جهرم كه اغتشاش آن طرفها از جاى ديگر بيشتر است . از آن جمله قافلهء سنگينى كه از اهل سه بلوك مجتمع و متفق شده بودند و قماش حمل داشته از جهرم به شيراز مىآمده ، در كاروانسراى مخك برادر پنجعلى ابو الويردى با سيصد و پنجاه نفر سوار و جمعيت بر اهل قافله مىريزند . هنگامهء جنگ از دو طرف برپا مىشود ، برادر پنجعلى با جمعيت خود غلبه مىكنند ، يكصد راس الاغ كه پانزده راس از آن بار داشته و ما بقى خالى از بار بوده با قريب پانصد تومان يراق از اهل قافله به سرقت برده بودند و يك نفر هم از اهل قافله كشته شده است . ديگر آنكه قافلهء فسائى جنس حمل جهرم نموده بودند . بعد از مصرف رسانيدن از جهرم