را ببرند . فراشان مىروند و تفصيل را به جناب اجل فرمانفرما عرض مىنمايند . حكم مىشود شخص كلاهدوز را مىگيرند چوب زياد مىزنند و گوش او را بريدند و رها كردند .
ديگر آنكه بواسطهء اين دزدىها كه در شهر شده و مىشود جناب اجل فرمانفرما حكم فرمودند كه يك نفر سلطان صاحبمنصب و يكصد سرباز اطراف و حولوحوش ارگ و ميدان و عمارات ديوانى را شبها گذر به گذر چاتمه بزنند و قراول كشيك بزند و از دو ساعت و نيم از شب گذشته اگر كسى عبور نمايد سربازان بگيرند . چنانچه شب اول به همين قاعده رفتار شده و سه چهار نفر را سرباز گرفته بودند ، صبح درب خانهء حكومتى آورده آنها را چوب زده و رها نمودند .
ديگر آنكه از قرار تحقيق يك دو ماه است يك نوع ناخوشى در شيراز پيدا شده كه اطباى شيرازى ايران بادخناق مىنامند و بعضى درست تشخيص ندادهاند . از قرارى كه حكيم ادلينگ حكيم تلگراف معلوم كرده اين ناخوشى را به زبان انگليسى . . . مىنامند . در وقت سرما شدت داشت و حالا تخفيف كلى كرده و اين ناخوشى مىگويند مسرى است و از قرار تخمين چنانچه تحقيق شده قريب يكصد نفرى كوچك و بزرگ از اين ناخوشى تاكنون فوت شدهاند . از وقت بروز اين ناخوشى تا وقت فوت اغلب از يكروز بوده تا سه روز .
ديگر آنكه از قرار مسموع جعفر قلى بيگ نام قشقائى با جمعيت خود يك دهى را ميانهء دالكى و برازجان چاپيده است و يك نفر از اهل ده را كشته و پنج نفر زخمى ساخته . حكومت نهايت دلتنگى از اين جهات از داراب خان ايلبيگى دارد .
ديگر آنكه از قرار اخبار نواب مهدى قلى ميرزا جمعيتى به توسط ميرزا چراغ على خان و غيره كشيده و نصر الله خان بهارلو را چاپيده است . تمام دواب و گوسفند نصر الله خان را نواب معزى اليه بغارت برده است ، و خود نصر الله خان فرارا گريخته رفته است به گرمسيرات و عريضه خدمت جماب مستطاب فرمانفرما نوشته بود كه " بىجهت نواب مهدى قلى ميرزا اموال مرا برده است ، چنانچه گرفتيد و مسترد ساختيد كه نهايت اطاعت را دارم و الا منهم آنچه از دستم برآيد كوتاهى نمىكنم " . مخلوق دهات خيلى خوف دارند كه نصر الله خان آنها را بچاپد . و از قرارى كه مىگويند قريب بيست و پنجهزار تومان اموال از آنها نواب مهدى قلى ميرزا برده است .
ديگر آنكه ايلات عرب زياد دزدى و چپاول مىنمايند در راهها و دهات .
ديگر آنكه راه از شيراز به بوشهر قدرى اغتشاش پيدا نموده . جناب مستطاب اجل فرمانفرما از سوارهء قورت بيگلو به محافظت اين راه مأمور نمودند . با وجود اين دو قافلهء الاغى را تاكنون در چهار فرسنگى شيراز سرقت نمودهاند .
ديگر آنكه دو نفر نوكر تفنگدار جناب اجل فرمانفرما شبانه مست بودهاند و در كوچه مىرفتهاند ، يكى از آن دو قمه از كمر خود مىكشد و در شكم يكى ديگر فرو مىكند ، بعد از دو روز فوت كرد . قاتل گريخته در سيد علاء الدين بست گرفته است .
ديگر آنكه از قرار اخبار تلگرافى خان قلى نام كلانتر كمارج را دشمنانش گلوله مىزنند ، پس از يك روز فوت مىكند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥٤