تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
همه جهت از مواجب كلى سردار مرحوم به اين ورثه رسيده در حق او و خدمات سردار مرحوم در حقيقت بىانصافى شده است و اشتباه . الحال به هرچه مقرر فرمايند براى اميدوارى زندگان و بازماندگان مردگان مقرر فرمايند . مظفر الدوله « 1 » هم استدعا دارد كه امتيازى براى او بشود به افتخار برود قمه يا شمشيرى از اين مقوله‌ها باشد كه يك مرحمت مخصوص باشد كه از اردو دويست تومانى عنايت گردد و زود برود مشغول خدمات فوجى و انجام آنها باشد و يك عرض ديگر هم داريم كه مثل ساوجبلاغ جايى با آن جوان‌ها و رشادت‌ها و پادارى محل آنها حيف است كه نوكر و فوج نداشته باشد . اگر راى مبارك علاقه بگيرد يك فوج هزار نفرى با مردمان درست پادار و صاحب‌منصب‌هاى نجيب گرفته شود و به اسم سيف الدين هم اين فوج را برقرار و مرحمت فرمايند و سه چهار ماهه مىنويسم نظام الدوله يك فوجى بگيرد و دقت‌ها نمايد كه در حقيقت جاى تماشا داشته باشد و از اولين فوج‌هاى دنيا و دولت‌ها باشد نه تنها ايران محل او را هم به هر وسيله باشد پيدا مىكنم حيف است اين فوج را از دست داد كه سرآمد فوج‌هاى آذربايجان خواهد شد . امر امر همايون اعلى است . امر الاقدس الاعلى مطاع فوج قهرمانيه به فضل الهى به زور و سختى تمام رفتند نوشته پا به مهر آقاكش خان را از اردو فرستاده بود . هفتصد و بيست و هشت نفر سان داده بودند ديروز هم بيست و شش نفر از قزوين و غيره از فرارىها آورده بودند در ميدان توپخانه ارك سه جا سه پايه و تازيانه گذاشته تنبيه مىكرد . سركرده‌ها نگذاشتند زياد اذيت و سياست شوند به جهت زود بردن و رساندن به اردو به قدرى كه باز كافى بود تنبيه شدند ده نفر سرباز خرقانى را با ده نفر سرباز محمد صالح خان مرخص كرد انعام به آنها داده مقصرين را با زنجير فرستادم كه در سمنان به فوج برسند تا رسيدن مشهد هشتصد نفر را تمام انشاء الله تحويل و سان خواهم داد . مهر : عبده فيروز 1252
هامش
( 1 ) . سلطان على خان پسر كهندل خان با دادن پيشكش ملقب به مظفر الدوله شد . او از مامورين اعزامى به هرات بود . ر . ك . مهدى قلى هدايت ( مخبر السلطنه ) ، گزارش ايران ( بخش گزارش دوره قاجار و مشروطيت از جلد سوم و چهارم ) ، به اهتمام محمد على صوتى ( تهران ، نشر نقره ، چ 2 ، 1363 ) ص 78 .