[ 50 نامه نصرت الدوله به شاه درباره توطئه اطرافيان نظام الملك و تيولات مهاجرين ركاب - جمادى الاولى 1288 ]
قربان خاك پاى مباركت شوم اين غلام جان نثار شب و روز خود را نمىداند و الله بالله خواب « 1 » و راحتى را ابدا نمىفهمد و فراموش كرده است به جهت خدمات شاهنشاه روحنا فداه كه از روى غيرت محض و صدق تمام است از كار و امور زندگى و معيشت و حساب و كتاب خود به كلى دست كشيده همه را ول كردهام سر خود را به زير انداخته با رضاى شاهنشاه روحنا فداه با جميع مردم سلوك كرده از جاده و اندازه خود ابدا پايى بيرون نگذاشته و به هواى نفس خود به هيچوجه اقدام به كارى نكرده مگر به حكم مبارك و دستخط مبارك و جميع اين مردم را و هواى نفس آنها را كه يك اندازه خود و ريسمان نايستاده و متقاعد نمىشوند بهتر از همه مىشناسيد و بصيرت داريد كه به محض اظهار و عرض مختصر جميع رئوس « 2 » مسائل به دست مبارك خواهد افتاد ديگر وقتى كه كار فوق طاقت شود و از حوصله و بردبارى بگذرد كه پاى آبروى چندين ساله به ميان بيايد اين غلام از عرض و اظهار او ناچار است و عرضه مىدارد . در اول سال حكم مبارك شرف صدور يافت كه دستورالعملهاى لشگر را اين غلام به تعجيل بنويساند برساند به نمك شاهنشاه روحنا فداه قسم است كه كار شش ماه را در پانزده روز ديده تمام كرده به تفصيل به حضور مبارك آورده تسليم و تحويل كرده و نزديك به سى هزار تومان كه همه ساله وزير لشگر و وزير كشور با مستوفىها و مباشرين و محررين و سركردهها در تحت باقى به اسم بعد از صدور برات و سان مىگذاشتند در آخر به حقهبازى و به يك طومار مجعول برات صادر كرده تقسيم و غر در ميانه مىنمودند امسال من خود عرض كردم كه تحويلدار اين وجوه امسال من خود مىشوم جمع مىكنم يك سال هم خود پادشاه روحنا فداه حق خود را ببرد به مصرف دولتى خود برساند كفر واقع نمىشود اين بود كه قبول فرموده تحسين فرمود و جمع كرده و در نهايت شدت مشغول و تحصيلدار به همهجا فرستاده بود . الحال در جميع ولايات اخبار متواتر مىرسد كه چنين حكايتى در ميان نيست بعد از تحقيقات و جواب و سوالها معلوم شد كه اطرافىهاى هرزه خائن دولت و محررين و مستوفيان گرگ كه دشمن سلبى و قاتل اهل نظام و صاحبمنصب نظام مىباشند كه هرچه در اين مدتها اسباب تضييع نظام فراهم شده به واسطه استيلاى اين طايفه و رشوه و طمع آنها بوده است دور نظام الملك را گرفتهاند كه اگر تو مداخله به امر قشون
هامش
( 1 ) . اصل : خاب
( 2 ) . رؤوس