نوشتجات حسام السلطنه را فرستادم از نظر مبارك مىگذرد . نوشتجات نظام الدوله را فرستادم ملاحظه فرمايند اول كار است آذربايجان است سرحد بزرگ است چادر مىخواهد ملبوس مىخواهد تدارك مىخواهد كه ذخيره باشد و احتياط داشته باشند نه اينكه پوشاك فقط سرباز باشد در اين مراحل اندكى توجه فرمايند خيلى كارها در ترقى خواهد بود عنقريب وجود مبارك خودتان لذت اينها را خواهند برد . سوار چگنى مىرسد زود به فارس مىفرستم دويرن هم خيلى زود خواهد رسيد بدى كار و بدى وقت انشاء الله ديگر گذشته و تمام شده انشاء الله تعالى در تشريففرمايى وقت تماشاى افواج است كه به فضل الهى قلب مبارك انشاء الله تفريح خواهد فرمود و نمونه ملبوس را كه نظام الدوله و امين لشگر فرستاده بودند همه را به حضور مبارك فرستادم و صورت سياهى و مخارج آنها هم كه نوشته شده انفاد حضور مبارك نمود كه هركدام و هر قسم آنها را پسند مىفرمايند مقرر فرمايند كه جواب نوشته شود تكليف خود را تا زود است و وقت نگذشته است دانسته باشند . چادرهاى نمونه را كه فرستادهاند هنوز نرسيده است وقتى كه رسيد عرض مىشود . در اين ملبوسها كلچه « 1 » شلوار متقالى را خيلى خوب دوختهاند و پارچه خوبى بادوامى و مناسبتر از همه به نظر مىآيد تا راى مبارك چه اقتضا نمايد .
امر الاقدس الاعلى مطاع [ 3 جمادى الاول 1288 ]
مهر : عبده فيروز 1252
[ 47 نامه نصرت الدوله به شاه درباره تعيين صاحبمنصبان افواج خراسان توسط حسام السلطنه و ساماندهى فوج قهرمانيه - سوم جمادى الاولى 1288 ]
قربان خاك پاى مباركت شوم براى اين سركردهها نوعى خيال شده بود كه بلكه فراغتى از درد سر حاصل شود و بيكار نمانند مثل رفتن مصطفى قلى خان به سرپرستى افواج خراسان و جا واكردن در تهران نواب حسام السلطنه از حسين قلى خان پيغام داده بود كه با كمال احترام برو بگو كه به فوجهاى خراسان و سركردگى آنها به هيچوجه دست نزده خيالى ننمايند تا من خود فوج قرايى و ترشيزى را به سليقه خود با سركرده صاحبمنصب او مشخص كرده تهران مىفرستم اگر نپسنديدند و بد شد آنوقت بحث وارد آورده هر قسم مىخواهند بكنند . در جواب ايشان عرض كردم كه بنده را به
هامش
( 1 ) . كلچ : پوشش پشمينه كه سابقا از كشمير و تبت مىآوردند .