سررشته و جميع صورت دفتر لشگرى عاطل و باطل شده ، همه را از دست دادند و ضايع و كلا را شلوغ نمودند و صريح اين غلام عرضه مىدارد كه من بعد ابدا ديگر دخالت در امور لشگرى و محاسبات و سوال و جواب او به هيچوجه رجوعى ندارم اگر دفتر لشگر معتبر نبود صورت چرا مىخواستند « 1 » اگر معتبر بود كلا را به خيال خود چرا برهم مىزندند حكم عادلانه اين با شاهنشاه روحنا فداه مىباشد .
امر المطاع
مهر : عبده فيروز 1252
[ 51 نامه نصرت الدوله به شاه درباره تفنگهاى ساخت جباخانه ، تمركز افواج رسيده از ولايات در شميرانات جهت اعزام به خراسان و فراهم نمودن جيره و مواجب قشون - جمادى الاولى 1288 ]
قربان خاك پاى مباركت شوم تفنگهاى نمونه كار جباخانه مباركه را كه تمام كرده بودند الحال انفاد حضور مبارك نمود يكى كه خاندار است بسيار خوب و سبك و براى سوار بهتر از اين تفنگ نمىشود و سركردهها و مردان با وقوفى كه ديدند همه پسنديدند و در امتحان هم گلوله او خيلى زيادتر از اين تفنگهاى متعارفى مىرود هر قسم كه حالا راى مبارك علاقه گيرد و مقرر فرمايند اطاعت شود تلگرافهايى كه از زنجان و آذربايجان رسيده بود انفاد حضور مبارك شد افواج بطور دلخواه و تمام پشت سر هم مىرسند بروات آنها را قرار دادم صادر نمايند از چادر و ملبوس كه لدى الورود هركدام در يك نقطه در شميرانات و غيره چادر و اردو بزنند كه با اين هواى بد شهر و آنها هم مردمان ييلاقى نمىشود به شهر برد نگاه داشت مثل فوج خوى كه در پهلوى تجريش چادر زدهاند و هرروز مشغول مشق مىباشند كلا الحمد لله سلامت هستند فوج دهم خوى كه رسيد نبايد معطل كرد به خاك پاى مبارك عرض مىكنم كه اگر راى مبارك علاقه گيرد شهرستانك تا نياوران راهى نيست يك روز دو روز تشريففرما شده هردو فوج يك مرتبه از نظر مبارك مىگذرد فوج دهم فورا مامور خراسان مىشود . فوج نهم متوقف و مشغول مشق و قراولى افشار هم مرخص و به خانه خود مىرود . ساير افواج را هم مامور متوقف را نبايد معطل كرد كه در شهر مدار آنها نخواهد گذشت مردم نادان با غرض و نافهم زياد مضمون هم كه حاضر ولى صرفهجويى دولت را به اين حرفها كه چاكر نمىتواند از دست بدهد در چنين سالى و در
هامش
( 1 ) . اصل : مىخاستند .