تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
نداشته باشى دخالت ننمايى اين شغل و منصب تو نتيجه نخواهد داشت جميع صورتىكه از دفتر لشگر داده شده بود كلا را برهم زده و مغشوش نموده اين تنخواه را جزو قسط و ولايات كرده يك مبلغ ديگر هم از پيش خود ، خودسر بدون اطلاع احدى از افواج قاهره كلا كسر گذاشته كه در دو جا از اين قشون و فوج‌ها مىبايست مطالبه نمايد و يا از كيسه قشون برود اين مقدمه را كه شنيد و فهميد شرحى كه بسيار بد بود به نظام الملك به سختى نوشت كه مستوفى الممالك با آن قدرت و صدارت هميشه مىگفت كه مهر من در دفتر لشگر و برات او محض زينت است و در اين اواخر هم با قدرت تمام از دستور العملى كه ميرزا هدايت سفيد مىنوشت و لشگرنويسان مىنوشتند مهر مىكرده ابدا يك نقطه او را تخلف نكرد و برهم نمىزد اين قدرت و استيلا را شما كه نظام الملك هستيد از كجا بهم رسانديد و به حكم كتب اگر دستخط مبارك دارند من هم زيارت كرده اطاعت نمايم اگر نداريد اين غلط كارىها به حرف بچه محررين استيفا چه چيز است . فورا عذرخواهى و توبه و انابه « 1 » كرده صد تا تعليقه نوشته نزد من فرستادكه به حكام ولايات بفرستم كه آن عمل كتابچه سهو و خطا بوده است تسليم محصلين من تنخواه را نموده باشند از آنجايى كه اين غلام تا قوه دارد مىخواهد دردسر به وجود مبارك ندهد سكوت كرده حرفى نزد بعد از آن كيفيت مهاجرين بود كه در دفتر لشگر حسب الحكم مبارك از تيولات و همه‌چيز آنها اسم برده شده است در صورت پادارى بعد از گفتگو و عرض‌هاى بسيار كه مقرر فرموده كه مهاجرين برقرار باشند ولى پادارى آنها را مىخواهم اين چاكر هم در فكر پادارى آنها افتاده در همين سال انشاء الله كلا فقره‌به‌فقره از نظر مبارك خواهد گذشت كه چه قسم پادار شده الحال كه از جميع ولايات اخبار مىرسد و مهاجرين به فرياد آمده‌اند آنچه كه از بابت مهاجرين در دستورالعمل لشگرى صورت داده بوديم ابدا او را ننوشته‌اند سهل است بدون سوال از من يا يك نفر لشگرنويس آنچه تيولات مهاجرين ركاب كه حاضر و پادار بوده از جميع ولايات به خيال خود و هواى نفس خود كلا را برگردانده‌اند دوا زده‌اند كه اين بيچارگان مستأصل شده هركدام بيايند در آخر يك تعارفى بدهند محررين لخت نمايند يك تعليقه به دست آنها داده باشند بروند پىكار خودشان از جمله از مهاجرين مثل حسن خان قبّه كه در خمسه تيول دارد كه پدر اينها در جزو شاهزادگان آن ولايات محسوب مىشد و همچنين سايرين را به اين درد مبتلا كرده‌اند كه بالفعل ثبت و
هامش
( 1 ) . اصل : عنابه