تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
جز انتظام نظام و درستى كار مقصودى و خيالى نيست به چشم اطاعت كرده منتظر خواهم بود كه كى انشاء الله اين كار انجام پذير خواهد شد اگر واقعا به‌همين قسم هم حقيقت داشته باشد انجام‌پذير گردد از اين بهتر چه خواهد بود و شاهزاده را براى اين مقولها نبايد رنجاند اگر انجام‌پذير نشد باز كار بدون رنجش سهل و آسان است . امر الاقدس الاعلى مطاع . در جمع‌آورى اين سرباز قهرمانيه اين چاكر اظهار خدمت نمىنمايد ولى غفلت نكردن در كار خود را بايد عرضه دارد به نمك شاهنشاه روحنا فداه اكثر اين سربازها از رودبار است و ميان راه كه شنيدند جميع راهها را مسدود كرده‌اند و محصورند لابد مراجعت كرده از قوم خويش خودشان هم پنهان نموده‌اند و به روى خود نياورده‌اند در لواسانات زياده از صد و پنجاه نفر نمانده بودند و كلا از نقطه تهران و حوالى او رد شده رفته بودند و معدوم بوده از نوبه عرصه وجود تشريف آوردند . امر الاقدس مطاع [ سوم جمادى الاول 1288 ]

[ 48 نامه نصرت الدوله به شاه درباره مذاكره با ظل السلطان و سركار والى و مشير الملك درباره انتظام امور فارس - 16 جمادى الاولى 1288 ]

قربان خاك پاى مباركت شوم دستخط مبارك زيارت شد از جهت تشريف‌فرمايى حضرت و الا ظل السلطان روحى فداه مقرر فرموده بودند اين غلام همه اين تفاصيل را مىدانست فكر شاهانه و ملوكانه فرموده‌اند اين دور ور به جهت گرفتارى معير الممالك از بابت ناخوشى امام جمعه مقدور نشد كه ملاقات شود امروز كه يكشنبه پنجم بود به امامزاده قاسم آمدند ملاقات شد و فورا تلگراف به مشير الملك « 1 »
هامش
( 1 ) . حاج ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ، مشير الملك ثانى در سال 1226 ق به دنيا آمد . در سال 1272 ق پس از سه سال اقامت در تهران كه براى تفريغ حساب ديوانى فيروز ميرزا نصرت الدوله آمده بود به شيراز بازگشت و پس از چند ماه به وزارت فارس منصوب شد . در سال 1293 ق به تحريك و تطميع ميرزا محمد خان قوام الملك ، مشير الملك معزول و به چوب بسته شد . چند ماه هم زندانى شد تا با پرداخت مبالغ زيادى به معتمد الدوله از زندان رهايى يافت و به مكه مشرف شد و پس از مراجعت ، همواره به سرپرستى املاك خود مشغول بود . او در سال 1303 ق در سن 77 سالگى در شيراز درگذشت . از آثار خيريه او بناى مسجد عالى در شيراز بنام مسجد مشير الملك است . ر . ك . مهدى بامداد ، همان ، جلد اول ، ص 39 نيز ر . ك . به ميرزا حسن فسايى ، همان ، جلد اول ، ص 808 .